بعضی غمها فقط نمیگذرند
بعضی غمها فقط نمیگذرند؛
از تو عبور میکنند و چیزی را برای همیشه با خود میبرند.
بعد از آن، زندگی «ادامه» دارد،
اما دیگر عادی نیست؛ فقط شبیه عادی بودن است.
سختترین بخش ماجرا همان لحظهایست
که باید دوباره برگردی به روزمرگیها؛
بخندی، کار کنی، حرف بزنی،
در حالی که درونت هنوز در همان اتفاق گیر کرده است.
آدم بعد از بعضی دردها درمان نمیشود،
فقط یاد میگیرد با جای خالیشان زندگی کند.
بازگشت به زندگی عادی
بیشتر شبیه راه رفتن با زخمیست که دیده نمیشود؛
قدم برمیداری، اما هر قدم
یادآور این است که دیگر مثل قبل نیستی.
گاهی آدم میماند… میماند میان چیزهایی که گفته نشد، و آدمهایی که نماندند. شبها طولانیتر میشوند، نه چون ساعتها عوض شدهاند، چون دلی که میتپید، دیگر امیدی برای تپیدنِ محکم ندارد. دلتنگی عجیبیست… نه صدایی دارد، نه تصویری، فقط یک سنگ کوچک است، که هر روز سنگینتر میشود و هیچکس هم نمیفهمد چطور میتواند اینهمه وزن در اینهمه سکوت جا بگیرد. آدم یادش میرود آخرین بار که خندید از دل، کی بود.️
از تو عبور میکنند و چیزی را برای همیشه با خود میبرند.
بعد از آن، زندگی «ادامه» دارد،
اما دیگر عادی نیست؛ فقط شبیه عادی بودن است.
سختترین بخش ماجرا همان لحظهایست
که باید دوباره برگردی به روزمرگیها؛
بخندی، کار کنی، حرف بزنی،
در حالی که درونت هنوز در همان اتفاق گیر کرده است.
آدم بعد از بعضی دردها درمان نمیشود،
فقط یاد میگیرد با جای خالیشان زندگی کند.
بازگشت به زندگی عادی
بیشتر شبیه راه رفتن با زخمیست که دیده نمیشود؛
قدم برمیداری، اما هر قدم
یادآور این است که دیگر مثل قبل نیستی.
گاهی آدم میماند… میماند میان چیزهایی که گفته نشد، و آدمهایی که نماندند. شبها طولانیتر میشوند، نه چون ساعتها عوض شدهاند، چون دلی که میتپید، دیگر امیدی برای تپیدنِ محکم ندارد. دلتنگی عجیبیست… نه صدایی دارد، نه تصویری، فقط یک سنگ کوچک است، که هر روز سنگینتر میشود و هیچکس هم نمیفهمد چطور میتواند اینهمه وزن در اینهمه سکوت جا بگیرد. آدم یادش میرود آخرین بار که خندید از دل، کی بود.️
- ۵.۷k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط