قسمت نبود این قصه پابرجا بماند

قسمت نبود این قصه پابرجا بماند
خوشبختی امروز تا فردا بماند

مانند رود از پیش چشمانم گذر کرد
قابل نمی‌دانست عشق اینجا بماند

تقدیر هرکس را به تیغ غم بریدند
انگار باید تا ابد تنها بماند

باور نمی‌کردند این عاشق به‌جز صبر
در رازداری هم سرش بالا بماند

تاریخ هم هرگز نفهمید از چه مجنون
یک عمر باید عاشق لیلا بماند

پشت سر هر قطره اشکم داستانی‌ست
باید بگویم بشنوی اما... بماند !
شب خوش ♥️🥀
دیدگاه ها (۱)

رهایم چون پرستویی که از کنج قفس رسته‌ست پرستویی که از آزاد ب...

كُنتُ أراكَ مُختلف ولم يكُن الإختلاف إلّا في رؤيتي فقط..متفا...

ليس كل شيء في القلب يقال، لذلك خلق الله التنهيدة، الدموع، ال...

بعد چندین سال آمد؛ گفت: تنهایی هنوز؟مثل سابق پابه‌پای عشق می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط