My lovely neighbor part : 16
_ سر به سرت میزارم اگه هر کدوم مون بخوایم یه نمونه از ا*ر*ض*ا شدنمون بگیم باید بگم که من خیلی تند میخوام
+ اه نمیخوام بدونم
سرم رو تکون دادم و آهی کشیدم
اون پرسید : _ اون اهت برای چی بود؟
و بشقاب پیتزا رو جلوم گذاشت
+ تو درباره من چیزهای زیادی میدونی ؛ کیم تهیونگ!
_ اره به طور کاملا اتفاقی
+ آره
پیتزام رو فوت کردم و ازش یه تکه گاز زدم
+ تو بهم بدهکاری من میخوام چیزای بیشتری راجب تو بدونم یه چیزی بهم بگو که من ندونمش
_ اجارهات تا ژانویه تموم میشه
دهنم پر بود وقتی گفتم : + راست میگی ؟
_ آره تازه اجارهها هم بالا رفته چارهای ندارم باید سر جمع پنجاه دلار بهش اضافه کنم
+ اه! این خیلی بده ولی خوب این اصلا جزو اطلاعات نبود . امیدوارم بودم بتونیم تبادل اطلاعات کنیم
جوری که کلمات از دهن من بیرون اومد صدام یه جوری بود که انگار دارم بهش پیشنهاد میدم ولی منظور من این نبود
خدای من امیدوارم صدام بد نبوده باشه
اون خندید و پیتزاش رو فوت کرد
_ میدونی تو چی هستی ، چلسی جیمسون؟ تو مثل پیتزایی داغ...ولی واسه من زیادش خوب نیست
من میخواستم بحث رو عوض کنم ولی تنها چیزی که تونستم بپرسم این بود
+ فکر میکنی من دیوونم نه؟
_ نه فکر نمیکنم واقعا دیوونه باشی ، وقتی به مرکز جوانان زنگ زدم تا از اجاره دادن خونه بهت مطمئن بشم ، نتونستم اصلا تلفن رو قطع کنم اونا یه لحظه دهنشون رو دربارهی این که تو چقدر با بچهها خوبی ، نمیبستن من حدس میزدم که آدم خوبی هستی حتی وقتی بخاطر سگ ها باس*نت درد گرفت هم فکر نمیکردم آدم بدی باشی
+ من نمیدونستم تو به محل کار من زنگ زدی
_ من همه رو قبل از این که بهشون خونه اجاره بدم ، چک میکنم استرسی برای بیرون کردن آدمای بد نمیخوام ولی بعضی وقتا آدمای خوب هم اخلاق بد دارن
+ مثله...ندادن اجاره؟
_ آره...ولی اگر استطاعتش رو نداشته باشن مشکلی نیست ولی وقتی که اجارهشون رو نمیدن و میرن ماشین آخرین مدل میخرن یا هر شب بیرون غذا میخورن میخوام بش*اشم روشون این یکی از مزیت هایی که تو آپارتمانی که صاحبشی زندگی کنی من میتونم هر کوفتی که داره اتفاق میفته رو ببینم اگه دیدی یه وقت رو یکی شا*شی*دم بدون که فقط بخاطر مزخرفاتشونه و حتما بهم بگو که اونا در حالی اجاره شون رو نمیدن که ماشین لعنتیشون از مال من بهتره
+ اه! من دربارهت چیز دیگهای فکر میکردم قبل از این که چیزای واقعی رو بدونم پیش داوری کردم منو ببخش
_ اه نه ، من با این که کسی آرتیست عصبی صدام کنه مشکلی ندارم
میخواستم بپرسم چطوری اینو میدونه ولی فکر کردم که این سوال احمقانهست
دوباره داشتم بهش خیره نگاه میکردم ولی سریع به خودم اومدم و نگاهم رو گرفتم
به نظرم اومد که دربارهی تهیونگ دروغگوها زیادی هستن دلم میخواست پوستشون رو خیلی آروم بکنم از زمانی که دلم میخواست دربارهی یکی همه چیز رو بدونم خیلی میگذشت این که اون چقدر دربارهی من میدونست من رو میترسوند
+ فکر میکنی من رقت انگیزم؟
_ چرا اینو میگی؟
+ بعد از تمان چیزایی که شنیدی...
_ نه واقعا اینجوری فکر نمیکنم تو حق داری دربارهی کار اون دوست پسر سابقت باهات کرده ناراحت باشی پسره بهت گفته عاشقته باعث شده این چیزا رو باور کنی اون بهت دربارهی یه چیزی قول داده اون پا پس کشیده ولی تو اینو رو کسی انجام نده
+ تو هیچ وقت به جِنا نگفتی که دوسش داری؟
_ نه ، هیچوقت بهش نگفتم بهش هیچ قولی ندادم من قولی نمیدم که نتونم بهش عمل کنم این فرق بین من و اونه ( جونگکوک رو میگه ) تو یه جورایی اشتباهات اونو به خودت میچسبونی تو هیچ کار اشتباهی نکردی تو فقط یه دوست دختر عاشق بودی اون لیاقت تو رو نداشت
انگار که کسی قلبم رو فشرد
+ ممنون که اینو میگی
سلامی دوباره به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت 16 میدونم خوندین اکثراً ولی بازم دوباره لایک کنید عزیزان ممنون میشم
+ اه نمیخوام بدونم
سرم رو تکون دادم و آهی کشیدم
اون پرسید : _ اون اهت برای چی بود؟
و بشقاب پیتزا رو جلوم گذاشت
+ تو درباره من چیزهای زیادی میدونی ؛ کیم تهیونگ!
_ اره به طور کاملا اتفاقی
+ آره
پیتزام رو فوت کردم و ازش یه تکه گاز زدم
+ تو بهم بدهکاری من میخوام چیزای بیشتری راجب تو بدونم یه چیزی بهم بگو که من ندونمش
_ اجارهات تا ژانویه تموم میشه
دهنم پر بود وقتی گفتم : + راست میگی ؟
_ آره تازه اجارهها هم بالا رفته چارهای ندارم باید سر جمع پنجاه دلار بهش اضافه کنم
+ اه! این خیلی بده ولی خوب این اصلا جزو اطلاعات نبود . امیدوارم بودم بتونیم تبادل اطلاعات کنیم
جوری که کلمات از دهن من بیرون اومد صدام یه جوری بود که انگار دارم بهش پیشنهاد میدم ولی منظور من این نبود
خدای من امیدوارم صدام بد نبوده باشه
اون خندید و پیتزاش رو فوت کرد
_ میدونی تو چی هستی ، چلسی جیمسون؟ تو مثل پیتزایی داغ...ولی واسه من زیادش خوب نیست
من میخواستم بحث رو عوض کنم ولی تنها چیزی که تونستم بپرسم این بود
+ فکر میکنی من دیوونم نه؟
_ نه فکر نمیکنم واقعا دیوونه باشی ، وقتی به مرکز جوانان زنگ زدم تا از اجاره دادن خونه بهت مطمئن بشم ، نتونستم اصلا تلفن رو قطع کنم اونا یه لحظه دهنشون رو دربارهی این که تو چقدر با بچهها خوبی ، نمیبستن من حدس میزدم که آدم خوبی هستی حتی وقتی بخاطر سگ ها باس*نت درد گرفت هم فکر نمیکردم آدم بدی باشی
+ من نمیدونستم تو به محل کار من زنگ زدی
_ من همه رو قبل از این که بهشون خونه اجاره بدم ، چک میکنم استرسی برای بیرون کردن آدمای بد نمیخوام ولی بعضی وقتا آدمای خوب هم اخلاق بد دارن
+ مثله...ندادن اجاره؟
_ آره...ولی اگر استطاعتش رو نداشته باشن مشکلی نیست ولی وقتی که اجارهشون رو نمیدن و میرن ماشین آخرین مدل میخرن یا هر شب بیرون غذا میخورن میخوام بش*اشم روشون این یکی از مزیت هایی که تو آپارتمانی که صاحبشی زندگی کنی من میتونم هر کوفتی که داره اتفاق میفته رو ببینم اگه دیدی یه وقت رو یکی شا*شی*دم بدون که فقط بخاطر مزخرفاتشونه و حتما بهم بگو که اونا در حالی اجاره شون رو نمیدن که ماشین لعنتیشون از مال من بهتره
+ اه! من دربارهت چیز دیگهای فکر میکردم قبل از این که چیزای واقعی رو بدونم پیش داوری کردم منو ببخش
_ اه نه ، من با این که کسی آرتیست عصبی صدام کنه مشکلی ندارم
میخواستم بپرسم چطوری اینو میدونه ولی فکر کردم که این سوال احمقانهست
دوباره داشتم بهش خیره نگاه میکردم ولی سریع به خودم اومدم و نگاهم رو گرفتم
به نظرم اومد که دربارهی تهیونگ دروغگوها زیادی هستن دلم میخواست پوستشون رو خیلی آروم بکنم از زمانی که دلم میخواست دربارهی یکی همه چیز رو بدونم خیلی میگذشت این که اون چقدر دربارهی من میدونست من رو میترسوند
+ فکر میکنی من رقت انگیزم؟
_ چرا اینو میگی؟
+ بعد از تمان چیزایی که شنیدی...
_ نه واقعا اینجوری فکر نمیکنم تو حق داری دربارهی کار اون دوست پسر سابقت باهات کرده ناراحت باشی پسره بهت گفته عاشقته باعث شده این چیزا رو باور کنی اون بهت دربارهی یه چیزی قول داده اون پا پس کشیده ولی تو اینو رو کسی انجام نده
+ تو هیچ وقت به جِنا نگفتی که دوسش داری؟
_ نه ، هیچوقت بهش نگفتم بهش هیچ قولی ندادم من قولی نمیدم که نتونم بهش عمل کنم این فرق بین من و اونه ( جونگکوک رو میگه ) تو یه جورایی اشتباهات اونو به خودت میچسبونی تو هیچ کار اشتباهی نکردی تو فقط یه دوست دختر عاشق بودی اون لیاقت تو رو نداشت
انگار که کسی قلبم رو فشرد
+ ممنون که اینو میگی
سلامی دوباره به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت 16 میدونم خوندین اکثراً ولی بازم دوباره لایک کنید عزیزان ممنون میشم
- ۱۲.۶k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط