{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهاست مثل درختی که دم نجاریست

سالهاست مثل درختی که دم نجاریست
وقت روشن شدن آره وجودم لرزید
نا هماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اقرار نباید ورزید 😔
دیدگاه ها (۱)

فرهاد عاشق بود که تیشه اش بیشتر از زبانش حرف میزد مردی که هر...

فرهاد کوه را می‌شکافت و شیرین را می‌جست شیرین بالای بیستون ا...

دستم بگیر نازم بکش که عاشقم و دل شکسته ام از خود مران مرا که...

🤣🤣🤣

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

رمان غریبه کوچولو

برادر سختگیر و وحشی من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط