اصلا ولش

اصلا ولش
من آمده بودم که عطرم رو عوص کنم
مث چند ماه پیش که مدل موهایم رو عوص کردم
مث همیشه که مدل نگاه کردنم و حتی مثل الان نگاه خندیدنم را 😔
من هرچی که به تو می‌آمد و عوص کردم
کسی چه می‌داند شاید امروز خانه وفردا شهرم را
هیچ نمی‌دانم که تو تاکی در منی
اصلا تو چرا نمی‌روی از من
اصلا من چرا نرفتم از یه مغازه ی دیگر عطری بخرم .؟
میدانم ممکن است این حرفا را
بزنند
اما میدانی خود زنی فقط این نیست
که چاقو برداری و بزنی به جان خودت
گاهی خریدن یه عطر گوش دادن به ی آهنگ قدم زدن توی ی کوچه از خودزنی هم بدتر است
تو را نمیدانم
کاش به حرمت تمام قهقه های در خیابان
کاش به حرمت حرف آن پیرمرد که گفت خوشبخت شوید باهم
کاش به حرمت سورمه ی که به چشمت کشیدم را نگاه میداشتی
کاش کمی دیگر میماندی
کاش فقط کاش کمی عاشق تر میرفتی
حال بشین و نگاه کن که من
غم انگیز ترین خاطره ی عاشقانه ی شهر م😔😔😔
دیدگاه ها (۲)

هروز و هرشبمان شده بود نامه نگاری پشت اسکناس هاهراز گاهی کسی...

غم اومه حسرت آومه یار نومهآخ که دلم مو تنگه و دلدار د نومهیه...

حال دلتون خش

ویو ا /تکه یهو دستش رو گذاشت روی رون پام و فشار داد و گفت بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط