{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

in your eyes

#in_your_eyes
part_106

ویو کایلا

کوک چند دقیقه بعد با یه ظرف بستنی شکلاتی و قاشق اومد داخل اتاق

همون لحظه ظرف بستی و قاشق جلوم گرفت و با جدیت گفت:
فقط چند تا قاشق

با ذوق ازش گرفتم گفتم:
باشه..

کوک با شَک بهم نگاه کرد:
قول؟

خیلی مظلوم سر تکون دادم:
قول

کوک اومد لبه تخت نشست دست به سینه به من خیره شد

شروع کردم به خوردن بستنی
اولین قاشق
دومین قاشق
سومین قاشق

کوک ابروهاش بالا رفت:
تا الان چند تا قاشق خوردی؟

با اعتماد به نفس گفتم:
دوتا

کوک خنده ای کرد:
اما من سه تا شمردم

سرمو بلند کردم
با یه قیافه بی گناه نگاش کردم و گفتم:
اون یکی نصف قاشق بود
پس حساب نیست

کوک نتونست جلو خندشو بگیره
دستشو دراز کرد تا ظرف بستنی رو بگیره

اما من سری کنار کشیدم:
نهه

نگام کرد:
خانم جئون

مظلوم گفتم:
فقط یه قاشق دیگه

سرشو تکون داد
لب پایینم آویزون شد
با ناز زمزمه کردم:
جونگ کوککک

چند ثانیه به صورتم خیره موند
با خنده دست به سینه شد:
تو از بچه هم بیشتر لوسی

اخم الکی ای کردم:
الان من لوسم یا تو سختگیر؟

کوک نگام کرد:
من مراقبتم

هنوز اخم داشتم:
ولی من فقط دارم بستنی میخورم

کوک اضافه کرد:
ساعت ۲ و نیم شب

چند بار پلک زدم و زل زدم بهش
کوک یه آه کشید:
خدایا

بعد قاشق رو ازم گرفت
یه مقدار بستنی برداشت و آورد جلوی دهنم:
این آخریشه

بستنی رو خوردم و با رضایت لبخند زدم
کوک خندید

بعد از اینکه بستنی رو برد پایین دوباره اومد
خیلی آروم خم شد و روی پیشونیم بوسه ای گذاشت:
اگه فردا صبح حالت بد بشه..

نزاشتم ادامه حرفشو بزنه:
میگم تقصیر خودت بود، نزاشتی زیاد بستنی بخورم

کوک چند لحظه مات نگام کرد
بعد جفتمون خندیدیم

دستشو دور شونم انداخت و آروم کمکم کرد دوباره برم زیر پتو و دراز بکشم

همونجور که خودش داشت دراز میکشید با لبخند گفت:
فکر کنم تا وقتی این کوچولو به دنیا بیاد خواب درست حسابی نصیبم نشه

با چشم های نیمه باز سعی کردم دستشو از زیر پتو پیدا کنم
دستشو گرفتم و بین انگشتام قفل کردم:
ولی ارزششو داره

کوک نگام کرد
یه لبخند ریز زد:
اره.. بیشتر از هرچیزی...



#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۳۰)

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط