باهاش چت میکنی انگشت هاتم خوشحال میشن وتند تند براش تایپ

باهاش چت میکنی انگشت هاتم خوشحال میشن وتند تند براش تایپ میکنی...
دلت میخواهد همین لحظه پیشش بودی و یه دل سیر بغلش میکردی بعد بهش میگفتی ببین من خیلی دوستت دارم ها اینو بفهم...

وقتی باهاش حرف میزنی حواست پیش تایپ کردنت نیست...

همش با خودت میگی اگه تو نبودی من چکار میکردم؟

اگه خدا تورو به من نمی داد تکلیفم چی میشد؟

هی زیر لب میخندی و خدا رو شکر میکنی واسه اینکه کنارت هست...

عشق با همین دلخوشی های کوچیک هم خیلی قشنگه...

عشق اگر عشق باشه پشت همین گوشی و کیبورد هم میشه یه نفر رو با تمام وجود دوست داشت...
دیدگاه ها (۲۴)

شب ها، صداها که تمام می شوند، می نشینم در تاریکی و به صدایت ...

میان بلاهای علاقه، بی رحم ترینشان شاید عذاب تحمل بی اعتنایی ...

من که می گویممردان...وقتی عاشق زنانِ مو بُلند می شوندچند ده ...

‍بدترین جاے قضیہآنجایے بود ڪہبہ عقب نگاه ڪردیمدیدیمبود و نبو...

از نفرت تا عشق

ی درخواستی داشتموقتی عضو نهمی، سونگمین هم روت کراشهاینجوری ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط