باهاش چت میکنی انگشت هاتم خوشحال میشن وتند تند براش تایپ

باهاش چت میکنی انگشت هاتم خوشحال میشن وتند تند براش تایپ

باهاش چت میکنی انگشت هاتم خوشحال میشن وتند تند براش تایپ میکنی...
دلت میخواهد همین لحظه پیشش بودی و یه دل سیر بغلش میکردی بعد بهش میگفتی ببین من خیلی دوستت دارم ها اینو بفهم...

وقتی باهاش حرف میزنی حواست پیش تایپ کردنت نیست...

همش با خودت میگی اگه تو نبودی من چکار میکردم؟

اگه خدا تورو به من نمی داد تکلیفم چی میشد؟

هی زیر لب میخندی و خدا رو شکر میکنی واسه اینکه کنارت هست...

عشق با همین دلخوشی های کوچیک هم خیلی قشنگه...

عشق اگر عشق باشه پشت همین گوشی و کیبورد هم میشه یه نفر رو با تمام وجود دوست داشت...
دیدگاه ها (۲۴)

دازای:برام بیشتر توضیح بده آکوتاگاوا:چیز زیادی درباره ی اون ...

سناریو دازای

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

Izana

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

پارت ۱۰عشق یا حسرتالا باید یه چیزی بهت بگم قل بده شوکه نشی ا...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

عشق من P5۵چرا انقدر عصبی بود آروم بلند شدمو رفتم پایین که دی...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط