#رد_خون_و_بوسه
#رد_خون_و_بوسه
9
(1 هفته بعد)
داهیون:لارا رفتی تالار؟؟؟
لارا:ارع گل پسر تالارم
داهیون:اوف خوبه...
خوب من برم دنبال عروسسسس
لارا:عروسسسس(👹👹👹)
تو کدوم عروسییییی(👹👹👹)
داهیون:روانی(🗿)
(قطع کرد)
لارا:عوا خوشش نیومد(🥱)
جینو:وای کفشم به چوخ رفتتتتت(👹)
لارا:عه جینو اومدی؟
جینو:نه عزیزم روحش داره حرف میزنه بات...
لارا:(😀)
خوب سوال کردم...
جینو:این و ولش....
کفشمممممم(😭)
لارا:(🗿)
جینو:اوفففف اگه آقای جئون نبود تا الان باید جنازم از تالار میرفت بیرون...
لارا:مگه چیکار کرد؟
جینو:خوب.....
(فلش بک به موقعیت)
جینو:اوف دیرم شد الان میا من و میکشه...
راوی:جینو داشت با غر زدن از پله های بلند تالار بالا میرفت...
که حواسش نبود و داشت میوفتاد که....
جینو:(😖)
جونگ کوک:گرفتم خانومی...
جینو:(😟)
چیشد؟
عام ممنون....
جونگ کوک جینو رو ول میکنه ولی چون پاشنه ی کفشش به چوخ الهی رفته بود دوباره داشت میوفتاد که جونگ کوک گرفتتش...
جینو:اوف ممنونم...
واقعا احتمال مرگ مغزیم زیاد بود(😮💨)
جونگ کوک:از این به بعد حواسم بهت هست نگران نباش...
جینو:عام باش(😁)
جونگ کوک:خوب از اونجایی که نمیتونی با این کفشا راه بری بزار....(جینو رو بغل میکنه)
خوب بریم...
جینو:من و بزار زمیننن(😫)
جونگ کوک:هیسسس...
جینو:(ساکت)(😒)
جونگ کوک جینو رو گذاشت زمین....
جینو هم کفشاش رو در آورد تا راحت راه بره...
جینو:ممنون
جونگ کوک:کاری نکردم
من برم
جینو:خلاصه
باش
(پایان فلش بک)
لارا:اومای گوز نس...
ذذی سرد..
جینو:گوز(😂)
(وسط عروسی)
تیارا:داهیون بنظرم خواهرت از ازدواج راضی نیست...
داهیون:فدات بشم....
این چه حرفیه خیلی دوستت داره...
تیارا:واقعا؟
داهیون:بلههه(🙃)
تیارا:(🥹✨)
دیجی:خوب بیاین وسط که قراره بندری بزارم...(داداشمون ایرانیه😂)
لارا:جینووووووووووو رو اون و خفه کننننن
دیجی:سیه دختره حاجرون خودومه تو گِل میپل کونومممم(💃🏻💃🏻)
لارا:نه نه بمون خفه نکن....
عیجان بیا وسططط(💃🏻👹)
جینو:عیبابا پزشک مملک حرمت داشت نه لذت(🤧)
لارا:بیا بابا(💃🏻💃🏻)
دیجی:لَع تی لیتو لی ته لیتو لع تی لیتو لی ته لیتو(💃🏻)
تهیونگ:عیجان حالا این و بیا(💃🏻)
جیمین:هاااااااااااا بندری و حال کنیننننن(💃🏻)
دیجی:خمهههه ابرووووو میارهههه(💃🏻)
اگه روزی نیایه میمیروم از جودایی(👹👹)
لارا:آهاااااااا
دیجی:حالا دستای بندی بیاد بالاااااااا
لارا:(💃🏻🖐🏻🙌🏻)
جینو:به به(🖐🏻💃🏻🙌🏻)
دیجی:خوب بریم آهنگ بعدی....
دیجی:اَزیزم بپر بابا بیا پشتم سوار شو جوجوووو(👹)
بدم فشاررررر(💃🏻)
لارا:(میپرع)
دیجی:همه چی غرو قاطیه شما دافتون باربیه...
گوشه ای بزن بامیه....
خاله پری چه دافیهههه(👹💃🏻)
لارا:خوب آهنگ بعدییییی
دیجی:برو بالااااااا
لارا:هوهوهوهوهوهوهو
دیجی:یه سیگاری گاری گاری گاری بنگ بنگ با یه آهنگ گنگ گنگ....
ما همه بچه ی تهران میزنیم...
میزنیم بنگ فراوون....
گفت دارین چیکار میکنید...
تا اینکه تک دشمنا جواب شه...(💃🏻💃🏻💃🏻)
(آخر عروسی)
دیجی:خوب بریم برای پرتاب گل عروس...
لارا:عامممم اقلا نمیخوام....
تیارا:به خواطر ممننننن
لارا:باش(😒)
تیارا:ممنون
جینو:من رفتم شیر و کیکم و بخورم...
لارا:بیا بابا(دستش و میگیره)
جینو:من هنو گوچولویم....
لارا:اسمت و زیر کفش عروس نوشتیم خواهر
جینو:اولی؟
لارا:اولی
جینو:(🗿🗿🗿)
لارا:(🤧🥱)
ادامه دارد🍷
9
(1 هفته بعد)
داهیون:لارا رفتی تالار؟؟؟
لارا:ارع گل پسر تالارم
داهیون:اوف خوبه...
خوب من برم دنبال عروسسسس
لارا:عروسسسس(👹👹👹)
تو کدوم عروسییییی(👹👹👹)
داهیون:روانی(🗿)
(قطع کرد)
لارا:عوا خوشش نیومد(🥱)
جینو:وای کفشم به چوخ رفتتتتت(👹)
لارا:عه جینو اومدی؟
جینو:نه عزیزم روحش داره حرف میزنه بات...
لارا:(😀)
خوب سوال کردم...
جینو:این و ولش....
کفشمممممم(😭)
لارا:(🗿)
جینو:اوفففف اگه آقای جئون نبود تا الان باید جنازم از تالار میرفت بیرون...
لارا:مگه چیکار کرد؟
جینو:خوب.....
(فلش بک به موقعیت)
جینو:اوف دیرم شد الان میا من و میکشه...
راوی:جینو داشت با غر زدن از پله های بلند تالار بالا میرفت...
که حواسش نبود و داشت میوفتاد که....
جینو:(😖)
جونگ کوک:گرفتم خانومی...
جینو:(😟)
چیشد؟
عام ممنون....
جونگ کوک جینو رو ول میکنه ولی چون پاشنه ی کفشش به چوخ الهی رفته بود دوباره داشت میوفتاد که جونگ کوک گرفتتش...
جینو:اوف ممنونم...
واقعا احتمال مرگ مغزیم زیاد بود(😮💨)
جونگ کوک:از این به بعد حواسم بهت هست نگران نباش...
جینو:عام باش(😁)
جونگ کوک:خوب از اونجایی که نمیتونی با این کفشا راه بری بزار....(جینو رو بغل میکنه)
خوب بریم...
جینو:من و بزار زمیننن(😫)
جونگ کوک:هیسسس...
جینو:(ساکت)(😒)
جونگ کوک جینو رو گذاشت زمین....
جینو هم کفشاش رو در آورد تا راحت راه بره...
جینو:ممنون
جونگ کوک:کاری نکردم
من برم
جینو:خلاصه
باش
(پایان فلش بک)
لارا:اومای گوز نس...
ذذی سرد..
جینو:گوز(😂)
(وسط عروسی)
تیارا:داهیون بنظرم خواهرت از ازدواج راضی نیست...
داهیون:فدات بشم....
این چه حرفیه خیلی دوستت داره...
تیارا:واقعا؟
داهیون:بلههه(🙃)
تیارا:(🥹✨)
دیجی:خوب بیاین وسط که قراره بندری بزارم...(داداشمون ایرانیه😂)
لارا:جینووووووووووو رو اون و خفه کننننن
دیجی:سیه دختره حاجرون خودومه تو گِل میپل کونومممم(💃🏻💃🏻)
لارا:نه نه بمون خفه نکن....
عیجان بیا وسططط(💃🏻👹)
جینو:عیبابا پزشک مملک حرمت داشت نه لذت(🤧)
لارا:بیا بابا(💃🏻💃🏻)
دیجی:لَع تی لیتو لی ته لیتو لع تی لیتو لی ته لیتو(💃🏻)
تهیونگ:عیجان حالا این و بیا(💃🏻)
جیمین:هاااااااااااا بندری و حال کنیننننن(💃🏻)
دیجی:خمهههه ابرووووو میارهههه(💃🏻)
اگه روزی نیایه میمیروم از جودایی(👹👹)
لارا:آهاااااااا
دیجی:حالا دستای بندی بیاد بالاااااااا
لارا:(💃🏻🖐🏻🙌🏻)
جینو:به به(🖐🏻💃🏻🙌🏻)
دیجی:خوب بریم آهنگ بعدی....
دیجی:اَزیزم بپر بابا بیا پشتم سوار شو جوجوووو(👹)
بدم فشاررررر(💃🏻)
لارا:(میپرع)
دیجی:همه چی غرو قاطیه شما دافتون باربیه...
گوشه ای بزن بامیه....
خاله پری چه دافیهههه(👹💃🏻)
لارا:خوب آهنگ بعدییییی
دیجی:برو بالااااااا
لارا:هوهوهوهوهوهوهو
دیجی:یه سیگاری گاری گاری گاری بنگ بنگ با یه آهنگ گنگ گنگ....
ما همه بچه ی تهران میزنیم...
میزنیم بنگ فراوون....
گفت دارین چیکار میکنید...
تا اینکه تک دشمنا جواب شه...(💃🏻💃🏻💃🏻)
(آخر عروسی)
دیجی:خوب بریم برای پرتاب گل عروس...
لارا:عامممم اقلا نمیخوام....
تیارا:به خواطر ممننننن
لارا:باش(😒)
تیارا:ممنون
جینو:من رفتم شیر و کیکم و بخورم...
لارا:بیا بابا(دستش و میگیره)
جینو:من هنو گوچولویم....
لارا:اسمت و زیر کفش عروس نوشتیم خواهر
جینو:اولی؟
لارا:اولی
جینو:(🗿🗿🗿)
لارا:(🤧🥱)
ادامه دارد🍷
- ۲۹۳
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط