{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیرررر چه شبایی که با این لالایی میخوابیدم...

حقیقتا این لالایی داشت ته مغزم خاک میخورد و وقتی دیدمش گریم گرفته بود... از اعماق قلبم میخوام که به اون روزایی برگردم که وقتی از مدرسه بر میگشتم با ذوق میرفتم توی کوچه تا با دوستام بازی کنم و تا شب بیرون میموندم... بعد از اون وقتی میومدم خونه از شدت خستگی جلوی تلوزیون و پای این لالایی ها خوابم میبرد..
دیدگاه ها (۱)

مشخصه دیگه... نه؟

میانگرا یا مودی؟

صددرصد تاییده

واقعا... قدر هدیه خدارو باید دونست

My lovely neighbor part : 49

part 4ویو مایکی از پشت میز بلند شدم و رفتم روی تختم دراز کشی...

جادو عشق part 30حاضر کوچولوي من : اميلي خنديد و دست انداخت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط