آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…
تو کجایی پدرم…؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…
پدر ای یاد تو آرامش من…!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم…!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار…
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..یاد اون روزا بخیر
یادت گرامی ، روحت شاد
دیدگاه ها (۵۲)

دلم گرفتہنم نم بارانجرعہ اے اشڪـو قدرے سڪوت می خواهدبا مرهم ...

طرّه چون تاب دهی حلقه ی دارِ سحر استچون که افشان  بکنی از تو...

عزیزِ لحظه های مندلم شانه های امن تُو را میخواهدچه کنم دل اس...

قرار ما فصل انگور بودفصل خوشه چینی بادهای مستدر سایه سار تاک...

حرف دل اونایی که پدرشون نیست ..پدر ای یاد تو آرامش من…!امشب ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۵سفت منو به خودش فشرد و داغو...

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط