من خودم مادرم برام از بچگی کتاب میخوند یا شبکه پویا اون
من خودم مادرم برام از بچگی کتاب میخوند یا شبکه پویا اون زمان یه خانمه بود میومد داستان میخوند دوست داشتم ولی بعدش که خونه مون را عوض کردم نزدیک خونه یک کتابخانه بود منم دوم دبستان بودم من هر روز میرفتم و کتاب برمیداشتم کلا کتابخانه روزی چهار کتاب میداد منم تو یه روز چهار تاشو تموم میکردم و دوباره فرداش میگرفتم تا تقریباً چهارم که بودم با یه خانم نویسنده آشنا شدم که کلاس میزاشت توی کتابخونه از وقتی با ایشون آشنا شدم واقعا زندگیم تغیر کرد و تو سن کم موفقیت های زیادی به دست اوردم تا موقعی که ششم بودم از کتابخانه کتاب میگرفتم به طوری که همه ی کتاب های کتاب خونه بخش کودک و نوجوان و خونده بودم بعد یه کاری کردم بهم بن کتاب تعلق گرفت برای خودم کتاب خریدم از اون موقع به بعد دیگه همش کتاب خریدم
کتابخانه هم دیگه نرفتم چون خونده بودم ولی کتاب های معروف قدیمی مثل من پیش از تو را از کتابخانه خوندم بخش بزرگسال کتابخانه کلا یه سری هاش جذبم میکرد بقیش بیخود بود
البته از نظر من.
کتابخانه هم دیگه نرفتم چون خونده بودم ولی کتاب های معروف قدیمی مثل من پیش از تو را از کتابخانه خوندم بخش بزرگسال کتابخانه کلا یه سری هاش جذبم میکرد بقیش بیخود بود
البته از نظر من.
- ۴۶۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط