یه دختره تو روستامون هست من خودم شهرم رفته بودیم خونه ماد
یه دختره تو روستامون هست من خودم شهرم رفته بودیم خونه مادر بزرگم رفتیم خوراکی بگیریم برگشتیم دختره خواست بیاد خونه مادر بزرگم دختر عمم نذاشت گلوشو فشار داد نزدیکبود خفه بشه بعد دختر عمه اینام رفتن چند روز بعد من تنهایی رفتم خوراکی بگیرم از کنارش رد شدم یه دفعه دیدم داره دنبالم می کنه ریدم
- ۲۹۰
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط