{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هیچ‌وقت در زندگی نفهمیده‌ام که چه می‌خواهم، همیشه قوای

من هیچ‌وقت در زندگی نفهمیده‌ام که چه می‌خواهم، همیشه قوای متضادی مرا از یک‌ سو به‌ سوی دیگر کشانده و من نتوانسته‌ام دل و جانم را فدای یک‌ طرف بکنم و طرف دیگر را از خود برانم. بدبختی من همین است. همیشه دودل بوده‌ام. همیشه با یک پا به‌ طرف سراشیبی و با پای دیگر رو به بلندی رفته‌ام و در نتیجه وجود من معلّق بوده است..

📕چشمهایش | بزرگ علوی
دیدگاه ها (۰)

یک‌دم مرا به گوشه‌ی راحت رها مکنبا من تلاش کنکه بدانم نمرده‌...

-عاشق شو جسپر. هیچ لذتیبالاتر از عشق نیست!+لذت؟ یعنی یه چیزی...

مغزم ، مغزم درد مي کند از حرف زدن ، چقدر حرف زده ام، چقدر در...

و یأسم از صبوری روحموسیع‌تر شده بودو آن بهار، و آن وهم سبز ر...

من هیچ‌وقت در زندگی نفهمیده‌ام که چه می‌خواهم.همیشه قوای متض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط