گفت از حرفام ناراحت نشدی

گفت: از حرفام ناراحت نشدی ...؟
گفتم: نه
گفت: ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت
گفتم:مادرم انسولین میزد...اولا خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد، حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده.
الان منم اونطوری‌ام...
آدمها رو به اون مرحله نرسونیم ..:)
دیدگاه ها (۲)

آدما تو زندگیشون یه نفر رو دارن که ندارنميفهمين ؟‌خیلی ساده ...

تو سریال "good fight" چیز جالبی میگفت؛میگفت اگه میخوای بدونی...

از لحاظ روحی نیاز به کسی دارم که منو بهتر از خودم بلد باشه ؛...

دوست پسر یکی از آشناها ۳ بار اومد جلوی درشون رگشو زد (جدی) ک...

تکپارتی درخواستی از چانمین

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۸جیمین : نمیدونم... شاید فعل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط