{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

your mine part : 2

به صورتش نگاه کردی و آروم سرت رو تکون دادی چهرش اصلا برات آشنا نبود ولی آدم بدی بنظر نمیرسید. شاید حداقل به چشم تو اینطور بودی. جام توی دستش رو سمتت گرفت و لبخندش رو بزرگ تر کرد
اروم جام رو از دستش گرفتی و بعد از تشکر مختصری قدم هات رو سمت جیمین و تهیونگ ادامه دادی که با شنیدن صدای جین که روی یکی از پله های سالن کنار هوسوک و ایستاده بودند سمتشون برگشتی
× خب همگی جمع شید
┈┈┈┈•◦༢✧༢◦•┈┈┈┈
_فلش بک به چند دقیقه ی پیش_
_ جین هیونگ من استرس دارم... اگه ات منو نخواد چی؟
جين كروات هوسوک رو مرتب کرد و بعد نگاهش رو به چشمای هوسوک سوق داد
× اول یا آخر که باید بهش بگی پس همین الان بگو خودتو راحت کن
جلو تر از هوسوک سمت پله ها حرکت کرد و حرفش رو با خنده ادامه داد
× در هر صورت جین هیونگ دوست داره یونو؟
_ مسخره
هوسوک هم متقابلا خندید و دنبال جین هیونگ رفت
_پایان فلش بک_
┈┈┈┈•◦༢✧༢◦•┈┈┈┈
جام توی دستت رو یک نفس سرکشیدی و توعم سمت جمعیت حرکت کردی
× امشب به جز تولد هوسوک شی قراره یک اتفاق مهم دیگه هم رخ بده
بعد از حرف جین صدای پچ پچ بین جمعیت بالا گرفت و همه متعجب به هوسوک و جین خیره شده بودن
× ا/ت میشه ازت بخوام پیش هوسوک وایستی؟!
دست هات رو توی هم گره کردی و اروم سمتشون قدم برداشتی که هوسوک هم یک پله پایین اومد و درست کنارت و ایستاد
× هوسوک می...خو...اد...يااا چرا برقا رفت؟
کل سالن توی تاریکی فرو رفت و مچ تو اسیر دست مردونه ای شد و دنبالش کشیده شدی
+ هوسوک؟!
متجعب و با کمی ترس لب زدی و دست دیگت رو سمت اون مرد بردی و روی دستش گذاشتی اون دست دست هوسوک نبود
_ تو کی ای؟ داری منو کجا میبری؟؟
همینطور که داد میزدی سعی میکردی مچ دستت رو از بین دستای قویش آزاد کنی با متوقف شدن حرکتتون صدای باز شدن دری رو شنیدی و بعد با شدت داخل اتاق پرت شدی

خب گایز اینم از پارت دوم لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۸)

your mine part : 3

your mine part : 4

your mine part : 1

My babys part : last

وقتی به زور ازدواج کرده بودین اما..p1به مبل تکیه داد و بعد ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط