{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طوری برای برگشت برات زانو زدم

طوری برایِ برگشت برات زانو زدم ،
که انگار آخرین خط از مانیتورِ که بالا و پایین میشه.. و وقتی صاف بشه مصادف میشه با قطع شدن نفسم و من با آخرین تلاش رسیدم به دستایی که نفسم و قطع کرد... برای همیشه!














































































_کافه تهکوک #TK












































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۱)

_ بهم نگاه کن نعنا.. قدرت چشماتو  دست کم نگیر، این دو تا تیل...

ته : اگه میدونستم آخرین خنده هاتِ.. بیشتر میخندوندمت پاره تن...

_حتی تصور روزی که دیگه اسمم رو با صدای تو نشنوم قلبم رو به د...

اگر عشقِ من به تو اُقیانوس بود ، دگر هیچ خشکی ای باقی نمیمان...

[Verse 2: RM]Knock, knock, knockin' on your door (Huh, yeah)...

●ادامه ترجمه لیریک: [Verse 2: RM]Knock, knock, knockin' on y...

نهپارت دوازدهم *هوسوک در حال چیدن گل برای یونگی بود*هوسوک!هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط