{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 25
اجوما شروع کرد به بخیه زدن به پای می سو. به می سو اول سر کننده زد که کمتر درد حس کنه با اینکه خطرناک بود با این وضعیتش ولی مجبور بود.
(از خودم یچی در میارم😶‍🌫😂)
حدود یک ساعت طول کشید بخیه زدن، بعدش اجوما اروم لباسای می سو رو عوض کرد و گذاشتش روی تخت، کف زمین رو هم که پر خون بود تمیز کرد.
کمی پنجره رو باز گذاشت تا هوا بیاد داخل و اون بوی خون از داخل اتاق بره بیرون.
می سو بی هوش شده بود، اجوما رفت بالا توی اشپزخونه و براش غذا درست کرد و براش برد پایین توی زیر زمین.
می سو بهوش اومده بود دیگه و به در و دیوار نگاه میکرد، اجوما در اتاق رو باز کرد و سینی غذا رو برد و گذاشت روی میز.
+اجوما*صدای خیلی ضعیف
Πجانم؟ *رفت کنارش روی تخت نشست
+من نتونستم فرار کنم*بغض
+نتونستم برم پیش جونگ کوک و حالا*بغض
Πمن بازم کمکت میکنم فرار کنی، تو فعلا حواست به خودت باشه که جین سو باز بلایی سرت نیاره بعدش میتونی از اینجا فرار کنی
+باشه *بغض
Πبیا فعلا یکم غذا بخور
+گشنم نیست..
Πدختر دوروزه چیزی نخوردی*اخم
...
~ی هفته بعد~
توی این ی هفته زخم پای می سو بهتر شده بود. اما فعلا اجازه ی خارج شدن از زیر زمین رو نداشت، فقط اجوما بهش سر میزد و پانسمان پاشو عوض میکرد و براش غذا میبرد.
توی این ی هفته نه خبری از جونگکوک بود نه خبری از مین سو. اجوما که منتظر خبری حداقل از مین سو بود که بتونه کمکشون کنه برای فرار می سو از اینجا.
اما متاسفانه هیچ خبری نبود..
...
_مین سو من دیگه تحمل ندارم میفهمی*بلند
€جونگکوک چاره ای جز صبر نداریم. بهتره با جین سو معامله کنی اونوقت شاید تونستی سر ی چیزه خوب بتونی می سو برگردونی پیش خودت
_نمیدونم..نمیدونم*شیشه شراب رو یدفعه کشید بالا*
€بسه دیگه جونگکوک*ازش گرفت
_اگر اتفاقی براش افتاده باشه چی؟ *بغض
€اتفاقی نیوفتاده نمیخواد انقد نفوذ بد بزنی
_حالا چیکار کنم هوم؟ سر چی باهاش شرط بندی کنم اخهه.
€سر اسلحه
جونگکوک نگاهی به مین سو انداخت و گفت:
_اسلحه..اممم فکر خوبیه
€خب کی قرار بزاریم؟
_ولی مین سو
€جانم؟
_اگر قبول نکرد چی؟
€انقدر پیشنهاد زیاد و وسوسه کننده ای بهش میدیم که نتونه قبول نکنه
_باشه
€جونگکوک فقط حواست باشه باید باهاش مدارا کنی اگر بخوای داد و بیداد کنی یا سر لج باهاش بیافتی اونوقت باید قید می سو رو بزنیاا
_اوم باش
€من میرم
_حواست به می هو باشه*چشماش بسته است
€باشه
_فعلا نباید می هو چیزی از دزدیده شدن می سو بفهمه*چشماش همچنان بسته*
€حواسم هست*رفت




ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 26مین سو ی روز قرار گ...

پیجش عالیهفالو شه💫https://wisgoon.com/xwooj

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 24Σمی سو*اخمλداشت فرا...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 11می سو خواب بود ، خی...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 10¥۱برو کنار وگرنه میز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط