{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮_ P𝟰

( مدتی بعد )
دور هم توی رستوران نشسته بودند ، به اصرار سوهو قرار شد امشب سوجین خانه داداش اش بخوابد
سوجین از روی میز بلند شد و به گوشه ای رفت، شماره جک را گرفت و تلفن را کنار گوشش گذاشت
به آخرین بوق نزدیک بود که جک تلفن را برداشت
_ الو؟
_ الو سلام جک خوبی؟
_ کارت رو بگو
سوجین از گفتار و لحن جک ناراحت شد
_ امشب خونه داداشم میمونم
_ آها اوکی
و نگذاشت سوجین ادامه حرفش را بزند که تلفن را قطع کرد
اشک در چشمانش جمع شده بود ، سوجین دستش را جلوی چشمش گذاشت و به اشکش اجازه بیرون آمدن نداد
رفت سر میز و سعی کرد خود را خوشحال نشان دهد ، اما سوهو متوجه اش شد و آروم دم گوش سوجین گفت
_ اتفاقی افتاده؟
سوجین سر تکون داد به نشانه « نه »
جونگکوک که متوجه پچ زدن های سوهو و سوجین شده بود کنجکاو به آن ها زل زده بود تا بلاخره لب باز کرد
_ چیزی شده؟
سوجین سرش را بالا آورد و به چشمان جونگکوک نگاه کرد . لحظه ای دل جونگکوک لرزید
_ نه چیزی نشده
خیلی سرد . طوری که توی لحن اش هیچ احساسی نمیشد پیدا کرد، لحظه ای جونگکوک از لحن سرد سوجین صورتش گرفته شد اما سریع به خود آمد و خود را جمع و جور کرد
سری تکان داد و مشغول حرف زدن با سوفیا شد ، اما در سر کلی سوال برایش پیش آماده بود
.
.
از رستوران بیرون آماده بودند و می خواستند سوار بر ماشین شوند
_ وای داداش یه چیز خیلی مهم توی خونه جا گذاشتم ، چیکار کنم؟
_ میریم برمی‌داریم
سوجین تقلا کرد که نه و به زحمت می افتید ولی سوهو انگار گوش هایش کر شده بود
.
.
جلوی در خانه سوجین ایستادند
سوجین از ماشین پیاده شد و به سمت در خانه رفت و کلید را انداخت داخل قفل
در قفل شده بود اما سوجین که در را قفل نکرده بود؟
کلید را چندبار چرخاند تا بلاخره در باز شد
رفت داخل
.
صدای جیغ بود ، جیغ سوجین
هر سه متعجب به در چشم دوختن که سوهو وارد خانه شد و بعدش جونگکوک
سوجین جلوی در اتاق ایستاده بود
سوهو و جونگکوک به سمتش رفتن و با دیدن صحنه روبرو خشکشون زد...

--------------------------------------

شرط : ۲۷ لایک + ۲۰ کامنت💗
هرکسی یک کامنت بزاره بالای یک کامنت بزارید قبول نمیکنم...😊💛
دیدگاه ها (۴۳)

#اَبدی نگاهی به این تصویر ، کافی نیست . حرف های ناگفته ی من...

هوای بارونی و قهوه ای آرامش بخش، من رو به دنیای کیدراما می‌ب...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮_ P𝟯 سوفیا تک نگاهی به جونگکوک کرد و بع...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮_ P𝟮« ویو لی بوم » _ اون شوهر خیر ندید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط