{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او را ز گیسوان بلندش شناختند

او را ز گیسوان بلندش شناختند
ای خاک این همان تن پاک است ؟
انسان همین خلاصه خاک است ؟
وقتی که شانه می زد
انبوه گیسوان بلندش را
تا دوردست آینه می راند
اندیشه خیال پسندش را
او با سلام صبح
خندان گلی ز آینه می چید
دستی به گیسوانش می برد
شب را کنار می زد
خورشید را در آینه می دید
اندیشه بر آمدن روز
بارانی از ستاره فرو می ریخت

#هوشنگ_ابتهاج

دختر-ایران تسلیت🖤
دیدگاه ها (۳۰)

گفتمش سلطان قلبمتو کجا اینجا کجامنطق و عشق و خرابات بوده اند...

از وقتی دوست داشتنتدر رگ هایم جریان گرفتجور دیگر زنده امانگا...

مبارک عیدقربان مبارک استادمعین عیدتون مبارک دلتون شاد❤️🌹👉

ای عشق،تو ما را به کجا می‌کِشی ای عشق؟جز محنت و غم نیستی،امّ...

ابتهاج در توصیف این شعر میگوید: دختری با موهای بلندی بود موه...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. صدای باز شدن در...

باد سردی از میان پنجره‌های بلند و سنگی تالار به داخل می‌پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط