{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مر

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا بکنی.
من از یک نبرد خیلی سخت و با دست‌های خالی به خانه‌ام برگشته‌ام.
چیزی از زندگی برایم باقی نمانده است.
فرمانده‌ای هستم تنها، که سربازهایم همگی‌شان به من شلیک کردند
دختر جنوبی 💔
دیدگاه ها (۰)

«اللامبالاة هي آخِر فُصول الوَجع».بی‌تفاوتی، آخرین فصل درد و...

کُحل یا همون سرمه یعنی امضای زن عرب… ساده، اما پر از وقار.دخ...

من همه رو میبخشم جز اونی که باعث شد فکر کنم برای دوستداشته ش...

احساس میکنم مدتی است در زندگیبا چیز‌هایی بیش از توانم درگیر ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

سایه‌های مافیاپارت : ۲۷ چند روز از دیدار میره با مادرش گذشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط