{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my snow ❄

my snow ❄
#my_snow
PT 36
اونا دوباره شروع به زدن هم میکنن .
ات میخواد مداخله کنه ولی خوب میدونه که باید بزاره براش بجنگن پس فقط نگاه میکنه.
یونهو با تمام وجودش فریاد می‌زنه:
~می‌شنوی؟!
اشک‌هاش دوباره پایین میان.
~ات هنوز منو دوست داره!
یونهو به سمت ات برمی‌گرده.
~درسته ات؟
ات چیزی نمیگه. یونهو یک قدم جلو میره. کوک نفس نفس میزنه و نگاه میکنه.
~بهش بگو.
ات سرش رو پایین میندازه.
~بگو هنوز منو دوست داری.
ات با التماس بین دوراهی که مونده اسمشو زمزمه میکنه.
=یونهو...
یونهو داد میزنه
~بگو!
صداش بیشتر شبیه التماسه و اعتماد به نفس قبلیشو از دست داده. کوک به ات نگاه می‌کنه. برای اولین بار...
توی چشم‌های کوک ترس دیده میشه. ترس از جواب ات. یونهو لبخندی از سر حرص می‌زنه.
سال ها قبل جدا شدن:
یونهو بعد از رهایی از خانوادش که همیشه دعوا میگرفتن زندگیشو از نوع شروع کرد ولی خب بغضی از زخم ها اگر خوب بشن لکی از خودشون به جا میذارن. بعد از اینکه با ات اشنا شد حالش بهتر شد ولی همچنان زود عصبی میشد و حتی چندین بار به ات ناخواسته اسیب زده بود و همیشه میگفت لیاقت اتو نداره، به دکتر رفتن تشخیص دکتر شک ات رو تایید کرد. یونهو دچار مشکل روانیو تروما از خانوادش بود. یونهو از ات اصرار کرد قبل از اینکه دیر بشه ترکش کنه ولی ات قبول نکرد و با اینکه اسیب دید چهار سال جوونیش رو صرف مراقبت کردن از یونهو کرد. یونهو حالش خوب شده بود اما حسادت ها، حس مالکیت بیش از حد و نا امنی هاش باعث شدن شیشه صبر ات بشکنه و ات رو از دست بده.
زمان حال:
یونهو با یاد اوری تمام خاطرات سرگیجه ی خفیفی حس کرد و با حرص گفت:
~می‌دونی چرا نمی‌تونی بگی؟
ات اشک‌هاش رو پاک می‌کنه. اما فایده‌ای نداره.
اشک‌ها دوباره پایین میان. یونهو آروم میگه:
~چون هنوز منو دوست داری.
ات لب‌هاش می‌لرزه.
=من...
کوک چیزی نمیگه. یونهو منتظر می‌مونه.
ات بالاخره سرش رو بلند می‌کنه. چشم‌هاش پر از اشکه. و با صدایی که به سختی شنیده میشه، میگه:
=من دوستت دارم...
سکوت. همه‌چی متوقف میشه. کوک خشکش می‌زنه.
انگار برای چند ثانیه...حتی نفس کشیدن رو فراموش کرده، ات اشک می‌ریزه.
=اما...
یونهو هنوز تکون نمی‌خوره.
=اما دیگه نمی‌تونم باهات باشم.
چشم‌های یونهو پر از ناباوری میشه.
=من دوستت دارم...ولی دیگه اون آدمی نیستم که بتونه کنار تو زندگی کنه.
یونهو فقط نگاهش می‌کنه، برای اولین بار...هیچ جوابی نداره. کوک از فرصت استفاده می‌کنه. به سمت یونهو میره. یونهو حتی متوجهش نمیشه.
کوک خودش رو بهش می‌رسونه و تعادلش رو به هم می‌زنه. یونهو روی زمین میفته.
=جونگ کوک!
کوک سریع دست‌هاش رو می‌گیره. یونهو تازه به خودش میاد.
~ولم کن!
کوک چیزی نمیگه. یونهو سعی می‌کنه خودش رو آزاد کنه. اما کوک اجازه نمیده. چند لحظه بعد...
یونهو دیگه نمی‌تونه تکون بخوره. کوک طنابی رو که گوشه‌ی اتاق افتاده برمی‌داره. دست‌های یونهو رو می‌بنده. یونهو با ناباوری نگاهش می‌کنه.
~تو...
کوک گره آخر رو محکم می‌کنه.
_همه چی تموم شد.
~ات...
ات نگاهش می‌کنه. یونهو لبخند خیلی کوچیکی می‌زنه
اما این بار...هیچ‌چیز پشت اون لبخند نیست. فقط شکست.
~پس واقعاً دوستم داشتی...
ات چیزی نمیگه.
~یه درخواستی دارم ازت ات...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پارت ژدیدددد🎀🧚🏻‍♀️
حمایت نکنیدا... 😃🔪💔
شرایط: 🦭
لایک:۳٠
کامنت: ۴٠
بازنشر: ۵
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
دیدگاه ها (۱۶)

کیدراما ها کجان؟ 🧚🏻‍♀️@sds_909

حمایت شه؟ 🧚🏻‍♀️@wiwish.a

my snow❄️#my_snowPT35ویو هویج:صدای شلیک هنوز توی گوش ات می‌پ...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط