آنس ه م گفت دوستم دارد عاشق نبود ه به

آنكس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به

 شوق من آمده باشد رهگذري بود كه روي برگهاي

خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها

همان اوازي بود كه من گمان مي كردم ميگويد:

 دوستت دارم
دیدگاه ها (۰)

یه وقتایی،تنها چیزی که بهش نیاز داری،فاصله گرفتن از آدم هاست...

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

حلقه ی دور انگشت کافی نیست...حصار باید دور قلب باشد...!در حص...

غمگین ترین موسیقی ؛فقط صدای هق هق کسی که با تمام وجود،بهت با...

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩(♡)پارت ۲۵۸ (⁠♡)دیگه رفتم شرکت جیمین اس...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

#پارت-اخر#لینو..+بیا بشین اینجا&ریدم تو خودم بگو ببینم چی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط