روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت 

زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت 

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یاسم 

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت 

روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود 

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت 

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید 

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت 

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد 

پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۳)

خداجان؛🌸🍃مبادا روزی فرا رسد ڪه مابارمان را بسته باشیمبه این ...

گر چه به شعله میکشی...قلب_مرا_به_عشوه_ات...بر دو جهان نمی ده...

چه مزه‌ی دلنشینیدو فنجان قهوه تلخ چشمانت را سر کشیدم و حبه ق...

محبوب من🌸❤آرزو مےکنم کہ خنده ات 🌸🍃تنہا بہ عادتِ مرسوم عکس گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط