{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کنم فاضل نظری وقتی این

فکر کنم فاضل نظری وقتی این
آهنگ استاد رو گوش میداده و این
شعر رو سروده

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ی ممنوع، ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد
دیدگاه ها (۳)

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

نمیبخشمت p.23

P : 31

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط