از او پرسیدند بزرگ که شدیمیخواهی چهکاره شوی
◍⃟♥️┅────┅◍⃟💞❀
از او پرسیدند: «بزرگ که شدی،میخواهی چهکاره شوی؟»
لبخند زد و گفت: «میخواهم زندگی کنم.» همه خندیدند… اما کسی نفهمید که او زودتر از همه فهمیده بود؛ فهمیده بود زندگی، شغلی برای فردا نیست. او میدانست باید لحظهها را نفس کشید، خاطره ساخت، زمین خورد، بلند شد، و از تجربهها زندهتر شد. او نمیخواست روزی برسد که با صدایی پر از حسرت فریاد بزند: «ای کاش…» 🌱🌸
از او پرسیدند: «بزرگ که شدی،میخواهی چهکاره شوی؟»
لبخند زد و گفت: «میخواهم زندگی کنم.» همه خندیدند… اما کسی نفهمید که او زودتر از همه فهمیده بود؛ فهمیده بود زندگی، شغلی برای فردا نیست. او میدانست باید لحظهها را نفس کشید، خاطره ساخت، زمین خورد، بلند شد، و از تجربهها زندهتر شد. او نمیخواست روزی برسد که با صدایی پر از حسرت فریاد بزند: «ای کاش…» 🌱🌸
- ۳۰.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط