{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم‌ فیک عشق مافیا

پارت سوم‌ فیک عشق مافیا
که یهو ات یه سیلی محکم به کوک‌ میزنه
و کوک
کوک: به چه حقی این کارو کردی ( داد)
ات : حقته بیشعور اشغال
کوک : میبینیم
کوک : الان میریم پاساژ و برات لباس میخرم
ات : با ... شه
کوک: افرین
کوک و ات راه افتادن به سمت پاساژ
و ات چیزی پسند نکرد
و یهو چشمش خورد به یه لباس ولی خیلی باز بود مهم نیست
ات: کوک
کوک : بله
ات : همین
کوک : عمرا
ات : لطفا من همین رو میخوام
کوک : خیلی بازه ولی اوک
ات‌ : مرسی ( ذوق )
کوک و ات رفتن لباس رو خریدن و
کوک‌: بیا برسونمت ( به ات)
ات : نه ممنون خودم میرم
کوک : بشین ( بلند)
ات نشست و کوک ات رو تا دم خونشون برد که ات
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۷)

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

وقتی تنبیه میشی

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

پارت ۲۹

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط