#سکـوتمن_آهـنگتو
#سکـوتمن_آهـنگتو
#Part_35
·
·
·
گاهی روزهای زیاد همو نمیدیدن ، ولی هر شب ویدیو کال میزدن و هر روز صبح پیام صبح بخیر..
یه روز ، تو یه کنسرت تو لندن ، جونگکوک وسط اجرا گفت : " این آهنگ رو میخوام تقدیم کنم به کسی که زندگیم رو عوض کرد.. به همسرم ، ا/ت.! "
جمعیت جیغ کشیدن..
ا/ت تو خونه نشسته بود و از لایو نگاه میکرد ، و اشک ریخت..
کوک آهنگ " بیصدا " رو خوند .
برای اولین بار تو یه کنسرت رسمی..
بعد از کنسرت ، زنگ زد بهش : " شنیدی؟ "
ا/ت : " شنیدم.. و گریه کردم.. "
کوک : " منم گریه کردم.. وقتی میخوندم ، فقط تو رو میدیدم ا/ت.! "
ا/ت : " دلم برات تنگ شده کوک.. "
کوک : " منم.. دو هفته دیگه میام خونه . "
ا/ت : " منتظرتم.. "
·
·
دو سال بعد..
ا/ت باردار شد .
خبر رو به مادرش داد.. و مادرش تو گوشی جیغ زد و گریه کرد...
پدرش گفت : " بالأخره نوهدار میشیم . "
جونگکوک وقتی فهمید ، نشست رو مبل و زل زد به دیوار..
ا/ت ترسید : " چی شده؟! خوشحال نیستی؟! "
·
·
·
#Part_35
·
·
·
گاهی روزهای زیاد همو نمیدیدن ، ولی هر شب ویدیو کال میزدن و هر روز صبح پیام صبح بخیر..
یه روز ، تو یه کنسرت تو لندن ، جونگکوک وسط اجرا گفت : " این آهنگ رو میخوام تقدیم کنم به کسی که زندگیم رو عوض کرد.. به همسرم ، ا/ت.! "
جمعیت جیغ کشیدن..
ا/ت تو خونه نشسته بود و از لایو نگاه میکرد ، و اشک ریخت..
کوک آهنگ " بیصدا " رو خوند .
برای اولین بار تو یه کنسرت رسمی..
بعد از کنسرت ، زنگ زد بهش : " شنیدی؟ "
ا/ت : " شنیدم.. و گریه کردم.. "
کوک : " منم گریه کردم.. وقتی میخوندم ، فقط تو رو میدیدم ا/ت.! "
ا/ت : " دلم برات تنگ شده کوک.. "
کوک : " منم.. دو هفته دیگه میام خونه . "
ا/ت : " منتظرتم.. "
·
·
دو سال بعد..
ا/ت باردار شد .
خبر رو به مادرش داد.. و مادرش تو گوشی جیغ زد و گریه کرد...
پدرش گفت : " بالأخره نوهدار میشیم . "
جونگکوک وقتی فهمید ، نشست رو مبل و زل زد به دیوار..
ا/ت ترسید : " چی شده؟! خوشحال نیستی؟! "
·
·
·
- ۲۶۴
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط