شب

شب.
همش دو حرفه.
ولی اندازه یه دنیا ماجرا تو خودش جا داده.
اصلا شب که میشه یهو دل ادما میگیره.
دست خودشون نیست،یهو همه اون کسایی که فراموش شدن با یه پتک تو سرت کوبیده میشن و خاطرات جلو چشمات مرور میشن.
البته همیشه شبا عاشقانه نیستن.
مثلا تو خونه کناریمون.
یه دختر با خانوادش زندگی میکنه.
یه دختر که آرزوهای زیادی داره.
یه دختر که خواسته های بزرگی داره.
یه دختر که دلش شکسته.
یه دختر با چشمی گریون.
یه دختر با دلی پر.
دلی پر از آدما.
دلی پر از قضاوتا.
دلی پر از محدودیت ها.
دلی پر از جنسیت زدگی.
دلی پر از اسیب های اچتماعی.
تو خونه بغلیشون هر شب این موقع ها یه پسر میاد تو بالکن میشینه.
چیزی نیست فقط داره به آیندش فکر میکنه‌.
به شغلی که رو هواست.
به دوسال از عمرش که تو خدمت صرف میشه‌.
به خانواده ای که نمیدونه میتونه تشکیلش بده یا نه‌؟
اره.باید بگم دل این گل پسرم خونه.
از بی مهری ها.
از خیانت دیدنا.
از درک نشدنش.
از نارفیقا.
از آدما. وای از این آدما.امان از دست این آدما
ولی تو همه این خونه ها هنوز امید زندس.هنوز برای خواسته هاشون میجنگن.با اینکه خستن.با اینکه زخم خوردن.ولی برای یه روز افتابی تلاش میکنن.


پ ن:
از خدا میخوام زیاد گریه کنیم، از اون گریه ها که بخاطر خوشحالیه، از اون گریه ها که دستامونو میکوبیم بهم و با خنده و چشمای خیس میگیم ، شد، رسیدیم به خواسته‌ مون.🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی داریم رابطه ای را تمام می‌کنیم ، وقتی داریم از زندگی کس...

دوری، چهار حرف دارد. آدم نمی داند این واژه ساده کوچک این وزن...

و ما هنوز نفهمیده ایم که چرا هیچ قول و قراری به سر انجام نمی...

یک وقتهایی هم رفیق جان لازم است کم بیاوری. بزنی زیر میز، باز...

وقتی مستی و دیر میای خونه پارت یک (دو پارتی)

فیکمون

نشستی روی صندلی و سرتو انداختی پایین تو جشمات پر اشک بود ( ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط