{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم خموش و

گفتم خَموش و
همچون نسیم صُبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
امّا تو هیچ بودی و
دیدم هَنوز هم
در سینه هیچ نیست بجُز آرزوی تو ...
دیدگاه ها (۰)

روح من باش که من مرده چشمان توامعاشقم باشکه من چشمه جوشان تو...

دردا کهروزگارم را به غم نشاندی ودیدگانم از اشک فراقتسیراب نم...

جای تو خالی‌ست،در تنهایی‌هایی که مرا تا عمیق‌ترین دره‌های بی...

اجباری...

Plan Aتیلور: کلی بع حرفاش فکر کردم و بع این نتیجه رسیدم که ...

Plan Aتیلور: دیگه تصمیم گرفتیم بخوابیم خوابیدیم.و صبح بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط