{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی و

نیستی و
عادت شبانه هایم
رویایِ با تو بودن ست و خیال یک بغل آغوش
حسرت داشتن تو ست و یک بغضِ عمیق نفسگیر ..‌‌..
منم و دلتنگی های مدام
تنهایی و نبودن های تو
لکنت واژه ها و بارش باران
در برهوتی از سکوت ...‌‌
دیدگاه ها (۰)

امروز وقتی داشتم میزم رامرتب می کردم ،یک هو چشمم وسط خط خطی ...

برای توبرای چشم هایت....برای منبرای دردهایم....برای مابرای ا...

‌‌زنی که حالش با کتاب ، شعر ، ترانه و یا فنجانی قهوه خوب شود...

یه جوری با گریه میخونه که باهاش احساس همدردی کردم ...مخصوصا ...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط