رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۱۰۴
ارسلان: عو چشم
دیانا: این گربه هم میبری میدی به صاحبش یه بار دیگه ببینم اینو بغل کردی من میدونم و تو
ارسلان: دیانا
دیانا: کوفت
ارسلان: هوف چشم میبرم
دیانا: افرین باید آماده بشم شب باید بریم
ارسلان: باشه عسلم
دیانا: میرم حموم حولمو بیار
ارسلان: چشم
پارت ۱۰۴
ارسلان: عو چشم
دیانا: این گربه هم میبری میدی به صاحبش یه بار دیگه ببینم اینو بغل کردی من میدونم و تو
ارسلان: دیانا
دیانا: کوفت
ارسلان: هوف چشم میبرم
دیانا: افرین باید آماده بشم شب باید بریم
ارسلان: باشه عسلم
دیانا: میرم حموم حولمو بیار
ارسلان: چشم
- ۶.۳k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط