{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

- از شوري چشم اهالي ترس دارم
از مردمان اين حوالي ترس دارم
از خود که گاهي آبم اما گاه آتش
از اين دل حالي به حالي ترس دارم
از اينکه ما مثل دو تا ماهي بچرخيم
در برکه‌هاي بي‌خيالي ترس دارم
هر چند با تو شادمانم لحظه‌ها را
از گريه‌هاي احتمالي ترس دارم
هر چند چون پيچک تو را در بر گرفتم
همواره از آغوش خالي ترس دارم
ما دو درخت در کنار رود هستيم
با اين همه از خشکسالي ترس دارم
از چشم بد بايد تو زيبا را بپوشم
از شوري چشم اهالي ترس دارم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه بیاد بابا😭😭😭😭

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

KIM V

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

از شوری چشم اهالی ترس دارماز مردمان این حوالی ترس دارماز خود...

از شوری چشم اهالی ترس دارماز مردمان این حوالی ترس دارم از خو...

از شوری چشم اهالی ترس دارماز مردمان این حوالی ترس دارم از خو...

از شوری چشم اهالی ترس دارم از مردمان این حوالی ترس دارماز خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط