{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمی دیرینه اندر سینه دارم

غمی دیرینه اندر سینه دارم
غمی که بی جوابش جان می سپارم
غمی کهنه ، غمی سنگین
غمی که قلب من را کرده رنگین
غم عشق و غم دلبستگی ها
غم او، فقط او تنهای تنها
غم عشق و غم شبهای تارم
غم یارم
غمی که کرده بودش بی قرارم
غمی که می گذشت از کوچه دل
غمی که داشت آن سر چشمه از دل
غمی که می گرفت بهانه ات را
دلش می خواست حضور شانه ات را
غمی سنگین و مرگ آور
غمی از کوه سنگین تر
غمی دیرینه اندر سینه دارم‌غمی که بی جوابش جان می سپارم.....
دیدگاه ها (۰)

کاش بفهمی اون دورانی کهفقط برای خودت زندگی میکردی تموم شده>>...

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

خیال یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط