تو خاک مدرسه پی تنت میگردمو
تو خاک مدرسه، پی تنت میگردمو
نمیدونم باید، به کی بگم، این دردمو
به که بگوید این درد را؟
وقتی حتی قبری نیست
که کنارش بنشیند،
وقتی حتی نشانی نیست
که صدایش بزند: «پسرم…»
مادرِ ماکان،
در آغوشِ خالیات
جهانی از داغ جا مانده،
و این نبودن…
از هر رفتنی سنگینتر است.
ماکان بینشانه زیر آوار میماند،
و کسی اسمش را صدا نمیزند
شاید چون اسم او سپهر نبود
یا شاید چون قاتلین سپهر
اینبار با چنگال های خونین تر
به سراغ جنایتی
مرگبار تر آمده بودند.
و در آخر مادری میماند که
تا همیشه،
دنبالِ تو میگردد ماکان.
نمیدونم باید، به کی بگم، این دردمو
به که بگوید این درد را؟
وقتی حتی قبری نیست
که کنارش بنشیند،
وقتی حتی نشانی نیست
که صدایش بزند: «پسرم…»
مادرِ ماکان،
در آغوشِ خالیات
جهانی از داغ جا مانده،
و این نبودن…
از هر رفتنی سنگینتر است.
ماکان بینشانه زیر آوار میماند،
و کسی اسمش را صدا نمیزند
شاید چون اسم او سپهر نبود
یا شاید چون قاتلین سپهر
اینبار با چنگال های خونین تر
به سراغ جنایتی
مرگبار تر آمده بودند.
و در آخر مادری میماند که
تا همیشه،
دنبالِ تو میگردد ماکان.
- ۴۱.۸k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط