از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
#استاد_معین
@𝓜𝓸𝔃𝓱𝓰𝓪𝓷𝓯𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭𝓲
دیدگاه ها (۰)

خدای عزیزم! اگه امروز امیدومو از دست دادم،لطفا به من یادآوری...

نوشته بود که:یاد گرفتم همه‌چی موقته؛غصه،خوشی،همه چی!تنها چیز...

دلـ♡ را ســر شــوقـی اگــرمـ هــسـت تــــ♡ـــو آنــی ‌ᶫᵒᵛᵉᵧ...

#روانشناسی_رفتاری #روانشناسی_اجتماعی #روانشناسی_خانواده #روا...

#درخواستی#تکپارتیوقتی عضو نهمی و با اون صمیمی تری و...... ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط