{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Akrasia

"Akrasia"
part ²
.
.
.
هوم کشیده ای زیر لب زمزمه کرد ....
.
‌.
کشوی بالایی لباس زیر های جونگ کوک رو کشید و از توش سشوار مشکی رنگی دراورد ...
.
.
با دستاش شونه ی جونگ کوک رو گرفت و به زور نشوندش روی صندلی ...
.
.
کنترل مرد روبه روش حس قدرت میداد ... و عاجزی مرد حس گناه ...
.
.
با روشن شدن سشوار دستشو آروم توی مو های مرد جا به جا میکرد ....
.
.
سنگینی نگاه جونگ کوک رو میتونست حس کنه ... استخوان هاش حسشون میکردن ...
.
.
سیم سشوارو جمع کرد و داخل کشو گذاشت .. جونگ کوک سرش توی گوشی بود و داخل اکپلور میشگ ...
.
.
ا/ت : ۵ دیقه ی دیگه باید بریم پایین ...
.
.
و کفش های پاشنه بلندی که خانم جئون سفارش کرده بود بپوشه رو پاش کرد ..
.
.
ا/ت : تو با کت و شلوار مشکل داری من با کفش پاشنه بلد ... د اخه ...
‌.
.
مرد روبه روش خنده ی تو گلویی کرد و با برش روی میز موهاشو داخل آینه مرتب کرد ...
.
.
کوک : ا/ت جونمم
‌‌.
.
ا/ت : جناب جئون باز چه فرمایشی دارید ؟؟
.
.
رسمی گفتنش باعث گشاد تر شدن لبخند مرد روبه روش کرد ...
.
.
کوک : این جناب جئون افتخار داره با بانوی خوشگل مثل شما بعد از چند دقیقه از مراسم فرار کنه...؟؟ نمیدونم بریم خونه ی داداشت ؟؟ هوم ؟؟ نزن تو ذدقم دیگه قبول کنن لطفا لطفا لطفا
.
.
ا/ت : ممکن آفای جئون دعوامون کن_
‌.
.
کوک : من گردن میگیرم ...میدونی که گردن گیر خوبیم ..( چشمک )
‌.
.
ا/ت چشم غره ای رفت ... و باشه ای زیر لب گفت ....
.
.
...........
.
.
مایه ی کهربایی داخل لیوان که تکه های مربعی یخ داخلش بود رو به طور دورانی تکون میداد ....
.
.
شیشه هایی حاوی مایه ی کهربایی ... گرون ... خاص ... طعم پولداری میداد ...
.
.
آقای جئون شفارس میکرد که برای ا/ت بهترین چیزا رو بیارن ... لطف آقای جئون به ا/ت بیش از اندازه و تصورش بود ...
.
.
اون ا/ت رو مثل دختر خودش میدونست ..‌ حتی با کلی زور و اصرار خودش پول دانشگاه ا/ت رو داد ... البته که برای اونا پول زیادی نبود ... چون هم دانشگاه برای اونا بود هم مدیرش ... ولی بالاخره باید ی پولی برای آب و برق میدادن ....
‌.
.
ا/ت اجازه داشت فقط ی شات بخوره ... فقط و فقط ی شات ... چون با همون ی شات بی پرواییش بیش از اندازه میشد ... ولی هنوزم کنترلش رو حفظ میکرد ....
‌.
.
دستی روی شونش حس کرد ... دختری خوش اندام با موهای بلوند و لباشی باز ... در کنارش هم دختری با پوست گندمی و موهایی کوتاه و مشکی رنگ ...
‌‌‌.
.
دختر مو بلوند با تندی گفت ...
.
.
دختر : هی تو ... همون دختره ... از جونگ کوک من فاصله بگیر .... اون مال منه ...
.
.
ا/ت با خونسردی کامل گفت ..
.
.
ا/ت : من فقط مشاور ایشون هستم ...
‌.
.
دختر۲: خودمون میدونیم کدوم خری هستی ..
.
.
ا/ت میتونست تموم استخوان های هر دوشونو به راحتی بشکونه ... ولی بحث ... بحث آبروی آقای جئون بود ....
.
.
.
بجه ها میدونید با نظراتون انرژی پیگیرم پس کلی کامنت بزارین و نظربدینن
دیدگاه ها (۲۰)

"سرنوشت "فصل ۲ p,42...ا/ت : میشه اگه ... ی وقت یونگی ی حرکتی...

"سرنوشت " فصل ۲ p,41...ا/ت : خبب ... من میرم کلاب ... ی دورب...

فیک جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط