Akrasia
"Akrasia"
part ³
.
.
.
با چشماش دنبال جونگ کوک گشت که بیاد و تا کنترلشو از دست نداده .... ولی زح خیال باطن...
.
.
دختر ۱ : هی با توعم مگه زبونتو موش خورد_...
.
.
کوک : هی اینجا چ خبره ؟
.
.
آه الاهه ی ماه خدایا شکرت ..
.
.
دختر ۲ : هیچی جونگ کوکی فقط _
.
.
کوک : ا/ت ی دیقه میای ؟
.
.
دخترک لیوان مربعی شکل مانندس رو روی میز عسلی بار عمارت گذاشت و با چشمای خنثی به دخترای روبه روش نگاه کرد ....
.
.
...........
.
.
همینطور که کلاه کاسکت مشکی کوچک رو سرش میکرد گفت ..
.
.
ا/ت : فکر میکنن میتونن داشته باشنت ...هه
.
.
مرد روبه روش روی موتور نشست و گفت ...
.
.
کوک : یعنی این قدر دست نیافتنی به نظر میام ؟؟
.
.
لبخندش با بی پروایی دختر روبه روش خشک شد ...
.
.
ا/ت : نه فقط نمیدونن که چقدر توی روابط احمقانه و درونگرا رفتار میکنید آقای جئون ...
.
.
همون لحظه جونگ کوک به خودش قول داد که سر همه ی " آقای جئون ها " تلافی میکنه .....
.
.
ا/ت پیراهن آبی کاربنیشو کمی به بالا هدایت کرد تا بتونه پشت موتور جونگ کوک بشینه ...
.
.
ا/ت : میدونی که باید جلتمن بازی دربیاری و غذا برام بگیری ...
.
.
کوک : اون که باشه ولی چرا فقط برای تو ؟ بوگوم بد بخت گشنه بمونه ..؟
.
.
ا/ت : محض اطلاع ... با بوگوم حرف زدم ... خونه دوست دخترشه ...
.
.
کوک : اوه .. پس تنهاییم ...
.
.
دختر همومی کشیده گفت ...
.
.
.جونگ کوک موتور سنگین زیر پاش رو روشن کرد و همین کار باعث شد که آژیر گاراژ به صدا دربیاد ...
.
.
کوک : فاک ... چجوری یادم رفته بود ..
.
.
دسته ی موتر رو چرخوند که صدای اگزوز تموم گاراژ رو برداشت .... به سرعت از گاراژ بیرون اومد و به بادیگار هایی که دنبالش بودن اهمیت نداد ....
.
.
.............
.
.
توی صف ماشینی برای غذای بیرون بر با موتور جونگ کوک منتظر بودن ...
.
.
دخترک کمی توی جاش تکون خورد و باعث جلب شدن توجه مرد روبه روش شد...
.
.
دخترک عاجزانه نالید ...
.
.
ا/ت : پام شیکست اخه کی کفش پاشنه بلند اختراع شده ... بمیره پدرش ....
.
.
جونگ کوک سرشو برگردوند و به رون سفید پای راستش خیره شد ....
.
.
ی تتوی ماری خوشگل درست روی رونش حکاکی شده بود ...
.
.
کوک : تتو آرتیستت کی بوده ؟؟
.
.
دخترک که تازه منظور جونگ کوک رو گرفته بود گفت ...
.
.
ا/ت : کیم سوکجین ...توی راسته ی خیابون هانجیونگ ی تابلو هست ... نوشته ناراکایا ... اونجا ...
.
.
جوگ کوک همی زیر لب گفت .....
.
.
بالاخره بعد از ۳۰ دقیقه انتظار و غر غرای ا/ت برای کفش پاشنه بلند نوبت سفارش اون دو نفر رسید ...
.
.
کوک : هر چی میخای بگو ...
.
.
ا/ت : چون میدونم پولدار عالمی ... از پوروییم مایه میزارم...
.
.
و لبخند مسخره ای زد ...
.
.
ا/ت : دو تا رامین با خرچنگ آپز شده ... سس مخصوصش و دوتا کوکاکولا ....
.
.
..........
.
.
کیلید رو از زیر گلدون دم خونه دقیقا مثل کیدراما ها برداشت ... با چرخشش توی قفل خونه در با صدای تقی باز شد....
.
.
گیلیبیل
part ³
.
.
.
با چشماش دنبال جونگ کوک گشت که بیاد و تا کنترلشو از دست نداده .... ولی زح خیال باطن...
.
.
دختر ۱ : هی با توعم مگه زبونتو موش خورد_...
.
.
کوک : هی اینجا چ خبره ؟
.
.
آه الاهه ی ماه خدایا شکرت ..
.
.
دختر ۲ : هیچی جونگ کوکی فقط _
.
.
کوک : ا/ت ی دیقه میای ؟
.
.
دخترک لیوان مربعی شکل مانندس رو روی میز عسلی بار عمارت گذاشت و با چشمای خنثی به دخترای روبه روش نگاه کرد ....
.
.
...........
.
.
همینطور که کلاه کاسکت مشکی کوچک رو سرش میکرد گفت ..
.
.
ا/ت : فکر میکنن میتونن داشته باشنت ...هه
.
.
مرد روبه روش روی موتور نشست و گفت ...
.
.
کوک : یعنی این قدر دست نیافتنی به نظر میام ؟؟
.
.
لبخندش با بی پروایی دختر روبه روش خشک شد ...
.
.
ا/ت : نه فقط نمیدونن که چقدر توی روابط احمقانه و درونگرا رفتار میکنید آقای جئون ...
.
.
همون لحظه جونگ کوک به خودش قول داد که سر همه ی " آقای جئون ها " تلافی میکنه .....
.
.
ا/ت پیراهن آبی کاربنیشو کمی به بالا هدایت کرد تا بتونه پشت موتور جونگ کوک بشینه ...
.
.
ا/ت : میدونی که باید جلتمن بازی دربیاری و غذا برام بگیری ...
.
.
کوک : اون که باشه ولی چرا فقط برای تو ؟ بوگوم بد بخت گشنه بمونه ..؟
.
.
ا/ت : محض اطلاع ... با بوگوم حرف زدم ... خونه دوست دخترشه ...
.
.
کوک : اوه .. پس تنهاییم ...
.
.
دختر همومی کشیده گفت ...
.
.
.جونگ کوک موتور سنگین زیر پاش رو روشن کرد و همین کار باعث شد که آژیر گاراژ به صدا دربیاد ...
.
.
کوک : فاک ... چجوری یادم رفته بود ..
.
.
دسته ی موتر رو چرخوند که صدای اگزوز تموم گاراژ رو برداشت .... به سرعت از گاراژ بیرون اومد و به بادیگار هایی که دنبالش بودن اهمیت نداد ....
.
.
.............
.
.
توی صف ماشینی برای غذای بیرون بر با موتور جونگ کوک منتظر بودن ...
.
.
دخترک کمی توی جاش تکون خورد و باعث جلب شدن توجه مرد روبه روش شد...
.
.
دخترک عاجزانه نالید ...
.
.
ا/ت : پام شیکست اخه کی کفش پاشنه بلند اختراع شده ... بمیره پدرش ....
.
.
جونگ کوک سرشو برگردوند و به رون سفید پای راستش خیره شد ....
.
.
ی تتوی ماری خوشگل درست روی رونش حکاکی شده بود ...
.
.
کوک : تتو آرتیستت کی بوده ؟؟
.
.
دخترک که تازه منظور جونگ کوک رو گرفته بود گفت ...
.
.
ا/ت : کیم سوکجین ...توی راسته ی خیابون هانجیونگ ی تابلو هست ... نوشته ناراکایا ... اونجا ...
.
.
جوگ کوک همی زیر لب گفت .....
.
.
بالاخره بعد از ۳۰ دقیقه انتظار و غر غرای ا/ت برای کفش پاشنه بلند نوبت سفارش اون دو نفر رسید ...
.
.
کوک : هر چی میخای بگو ...
.
.
ا/ت : چون میدونم پولدار عالمی ... از پوروییم مایه میزارم...
.
.
و لبخند مسخره ای زد ...
.
.
ا/ت : دو تا رامین با خرچنگ آپز شده ... سس مخصوصش و دوتا کوکاکولا ....
.
.
..........
.
.
کیلید رو از زیر گلدون دم خونه دقیقا مثل کیدراما ها برداشت ... با چرخشش توی قفل خونه در با صدای تقی باز شد....
.
.
گیلیبیل
- ۵.۷k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط