#تاج_و_طوفان
#تاج_و_طوفان
پارت ۸۹: آزمایش ولیعهد
جونگکوک هنوز همانطور روبهروی سوآ ایستاده بود.
نگاهش آرام… اما عمیق.
سوآ سعی میکرد خونسرد بماند.
— «چون وقتی تو صدام میکنی… بقیه مهم نیستن.»
این جمله هنوز در هوا مانده بود.
سوآ نگاهش را از او گرفت.
انگار دنبال چیزی روی زمین میگشت.
اما در واقع داشت سعی میکرد قلبش را آرام کند.
جونگکوک گفت:
— «پس فقط برای همین منو کشوندی اینجا؟»
سوآ آهسته گفت:
— «نه.»
جونگکوک ابرو بالا برد.
— «پس؟»
سوآ یک قدم جلو آمد.
آنقدر نزدیک که فاصلهشان تقریباً از بین رفت.
جونگکوک کمی متعجب نگاهش کرد.
— «سوآ؟»
سوآ چند لحظه به چشمهایش خیره شد.
بعد ناگهان دستش را بالا آورد…
یقه کت جونگکوک را گرفت…
و قبل از اینکه او حتی بفهمد چه خبر شده—
لبهایش را روی لبهای او گذاشت.
همه چیز برای یک لحظه متوقف شد.
جونگکوک کاملاً خشک شده بود.
چشمهایش باز مانده بود.
سوآ خیلی زود عقب رفت.
چهرهاش کاملاً خونسرد بود.
چند ثانیه سکوت مطلق*
جونگکوک هنوز همانطور ایستاده بود.
سوآ شانه بالا انداخت.
— «خب.»
جونگکوک هنوز در شوک بود.
— «…سوآ.»
سوآ بیتفاوت گفت:
— «حالا میتونی برگردی پیش طرفدارات.»
جونگکوک پلک زد.
— «چی؟»
سوآ با همان لحن آرام ادامه داد:
— «اون دخترایی که دور و برت بودن.»
جونگکوک چند ثانیه به او نگاه کرد.
بعد ناگهان خندید.
یک خنده کوتاه و ناباورانه.
— «تو واقعاً حسودی کردی.»
سوآ فوراً گفت:
— «نکردم.»
جونگکوک یک قدم جلو آمد.
— «کردی.»
— «نکردم.»
جونگکوک حالا خیلی نزدیک شده بود.
نگاهش مستقیم در چشمهای سوآ.
صدایش پایین آمد.
— «پس این چی بود؟»
سوآ مکث کرد.
بعد خیلی خونسرد گفت:
— «آزمایش.»
جونگکوک تقریباً خندید.
— «آزمایش چی؟»
سوآ با بیتفاوتی جواب داد:
— «میخواستم ببینم ولیعهد واقعاً اینقدر خونسرده که میگن یا نه.»
جونگکوک آهسته گفت:
— «و نتیجه؟»
سوآ چند لحظه به او نگاه کرد.
بعد گفت:
— «هنوز مطمئن نیستم.»
جونگکوک سرش را کمی خم کرد.
و خیلی آرام گفت:
— «پس باید دوباره امتحان کنی.»
سوآ هنوز داشت به او نگاه میکرد که—
صدای خندهای از پشت دیوار آمد.
— «واااای خدایا…»
میرا پشت گوشه دیوار ایستاده بود.
و واضح بود که همه چیز را دیده.
میرا با خنده گفت:
— «ببخشید مزاحم آزمایش علمی شما شدم؟»
[ادامه دارد...]
***
شرایط پارت بعد:
42 لایک
23 بازنشر
***
پیج دومم رو فالو کنید از بی تی اس و کیدراما فعالیت میکنم:
https://wisgoon.com/asma_love_korea
پارت ۸۹: آزمایش ولیعهد
جونگکوک هنوز همانطور روبهروی سوآ ایستاده بود.
نگاهش آرام… اما عمیق.
سوآ سعی میکرد خونسرد بماند.
— «چون وقتی تو صدام میکنی… بقیه مهم نیستن.»
این جمله هنوز در هوا مانده بود.
سوآ نگاهش را از او گرفت.
انگار دنبال چیزی روی زمین میگشت.
اما در واقع داشت سعی میکرد قلبش را آرام کند.
جونگکوک گفت:
— «پس فقط برای همین منو کشوندی اینجا؟»
سوآ آهسته گفت:
— «نه.»
جونگکوک ابرو بالا برد.
— «پس؟»
سوآ یک قدم جلو آمد.
آنقدر نزدیک که فاصلهشان تقریباً از بین رفت.
جونگکوک کمی متعجب نگاهش کرد.
— «سوآ؟»
سوآ چند لحظه به چشمهایش خیره شد.
بعد ناگهان دستش را بالا آورد…
یقه کت جونگکوک را گرفت…
و قبل از اینکه او حتی بفهمد چه خبر شده—
لبهایش را روی لبهای او گذاشت.
همه چیز برای یک لحظه متوقف شد.
جونگکوک کاملاً خشک شده بود.
چشمهایش باز مانده بود.
سوآ خیلی زود عقب رفت.
چهرهاش کاملاً خونسرد بود.
چند ثانیه سکوت مطلق*
جونگکوک هنوز همانطور ایستاده بود.
سوآ شانه بالا انداخت.
— «خب.»
جونگکوک هنوز در شوک بود.
— «…سوآ.»
سوآ بیتفاوت گفت:
— «حالا میتونی برگردی پیش طرفدارات.»
جونگکوک پلک زد.
— «چی؟»
سوآ با همان لحن آرام ادامه داد:
— «اون دخترایی که دور و برت بودن.»
جونگکوک چند ثانیه به او نگاه کرد.
بعد ناگهان خندید.
یک خنده کوتاه و ناباورانه.
— «تو واقعاً حسودی کردی.»
سوآ فوراً گفت:
— «نکردم.»
جونگکوک یک قدم جلو آمد.
— «کردی.»
— «نکردم.»
جونگکوک حالا خیلی نزدیک شده بود.
نگاهش مستقیم در چشمهای سوآ.
صدایش پایین آمد.
— «پس این چی بود؟»
سوآ مکث کرد.
بعد خیلی خونسرد گفت:
— «آزمایش.»
جونگکوک تقریباً خندید.
— «آزمایش چی؟»
سوآ با بیتفاوتی جواب داد:
— «میخواستم ببینم ولیعهد واقعاً اینقدر خونسرده که میگن یا نه.»
جونگکوک آهسته گفت:
— «و نتیجه؟»
سوآ چند لحظه به او نگاه کرد.
بعد گفت:
— «هنوز مطمئن نیستم.»
جونگکوک سرش را کمی خم کرد.
و خیلی آرام گفت:
— «پس باید دوباره امتحان کنی.»
سوآ هنوز داشت به او نگاه میکرد که—
صدای خندهای از پشت دیوار آمد.
— «واااای خدایا…»
میرا پشت گوشه دیوار ایستاده بود.
و واضح بود که همه چیز را دیده.
میرا با خنده گفت:
— «ببخشید مزاحم آزمایش علمی شما شدم؟»
[ادامه دارد...]
***
شرایط پارت بعد:
42 لایک
23 بازنشر
***
پیج دومم رو فالو کنید از بی تی اس و کیدراما فعالیت میکنم:
https://wisgoon.com/asma_love_korea
- ۷.۴k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط