spanish girl:30
♧معلومه که میام
---------------------------------------
-آلیا هم میاد ، رابرت تو برو دنبال آلیا من و دنیل هم میریم خونه و بعد میریم اونجا
من و دنیل هم از شرکت اومدیم بیرون و سوار ماشین شدیم
واقعا گرسنه ام بود
وای من یه کیک هنوز دارم (خوشحال)
کیک رو از تو کیفم در آوردم و باز کردم و نصفش کردم. یه تیکه اش رو دادم به دنیل
و بلخره رسیدیم خونه بدو بدو رفتم تو اتاقم و یه لباس کوتاه سفید با پاپیون مشکی. و یک کیف مشکی و ....(اسلاید دوم ) موهام رو هم باز کردم و رژگونه زدم
در کل فکر کنم نیم ساعت طول کشید آماده شدنم رفتم بیرون دیدم دنیل به ماشین تکیه داد و تیشرت سفید با کت چرم مشکی پوشیده و داره سیگار می کشه (اسلاید سوم )
وقتی من رو دید زود سیگارش رو انداخت و از بالا تا پایین انالیزم کرد
با اخم نگاش کردم
+لیلی لباست خیلی کوتاه برو عوضش کن
- چرا سیگارش می کشی. ،مگه نمی گفتی ضرر داره
+ برای من ضرره نداره دختر اسپانیایی ، حالا برو لباست رو عوض کن
-نمیخوام (لجبازی )
سوار ماشین شدم
دنیل از تو شیشه ماشین نگام کرد و چشم غوره ای کردم
دنیل سوار شد و راه افتادیم. و تا اونجا هردومون ساکت بودیم
پیاده شدیم و دنیل سویچ رو به پارک بان داد
از دور آلیا (اسلاید چهارم )دیدم
-الیاااااااا
با سرعت پردیم بغلش
♧لیلی دلم برات تنگ شده بودددددد، چون شوهر کردی نباید یه خبر ازم بپرسی (زاری )
---------ویو دنیل----------------
◇وای اونا همو بغل کردن دیگه تحمل ندارمممممممم (زاریی)
رابرت چرا انقدر چندشی اهه
♧بیا بغلم دنیل (🥹)
+برو گمشو ببینم تنه لش
.......
---------------------------------------
-آلیا هم میاد ، رابرت تو برو دنبال آلیا من و دنیل هم میریم خونه و بعد میریم اونجا
من و دنیل هم از شرکت اومدیم بیرون و سوار ماشین شدیم
واقعا گرسنه ام بود
وای من یه کیک هنوز دارم (خوشحال)
کیک رو از تو کیفم در آوردم و باز کردم و نصفش کردم. یه تیکه اش رو دادم به دنیل
و بلخره رسیدیم خونه بدو بدو رفتم تو اتاقم و یه لباس کوتاه سفید با پاپیون مشکی. و یک کیف مشکی و ....(اسلاید دوم ) موهام رو هم باز کردم و رژگونه زدم
در کل فکر کنم نیم ساعت طول کشید آماده شدنم رفتم بیرون دیدم دنیل به ماشین تکیه داد و تیشرت سفید با کت چرم مشکی پوشیده و داره سیگار می کشه (اسلاید سوم )
وقتی من رو دید زود سیگارش رو انداخت و از بالا تا پایین انالیزم کرد
با اخم نگاش کردم
+لیلی لباست خیلی کوتاه برو عوضش کن
- چرا سیگارش می کشی. ،مگه نمی گفتی ضرر داره
+ برای من ضرره نداره دختر اسپانیایی ، حالا برو لباست رو عوض کن
-نمیخوام (لجبازی )
سوار ماشین شدم
دنیل از تو شیشه ماشین نگام کرد و چشم غوره ای کردم
دنیل سوار شد و راه افتادیم. و تا اونجا هردومون ساکت بودیم
پیاده شدیم و دنیل سویچ رو به پارک بان داد
از دور آلیا (اسلاید چهارم )دیدم
-الیاااااااا
با سرعت پردیم بغلش
♧لیلی دلم برات تنگ شده بودددددد، چون شوهر کردی نباید یه خبر ازم بپرسی (زاری )
---------ویو دنیل----------------
◇وای اونا همو بغل کردن دیگه تحمل ندارمممممممم (زاریی)
رابرت چرا انقدر چندشی اهه
♧بیا بغلم دنیل (🥹)
+برو گمشو ببینم تنه لش
.......
- ۴۶۰
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط