part
part2
اسم رمان: رویای سلطنتی۲
جیمین:میتونم کنارتون بشینم...بانو؟؟
رُزا:اوح....البته...بفرمایید...
جیمین:تشکر....
(جیمین...پیش رُزا نشست....جیمین...تصمیم.گرفت باهاش سر صحبت...رو..باز کنه)
جیمین:خب...بانو....میتونم اسمتون رو بدونم؟؟
رُزا:البته...اسم من رُزاعه....اسم شما چیه؟؟
جیمین:خب...اسم من جیمینه...
(رُزا لبخند ملیحی زد)
......
(حدود دو ساعت رُزا....و....جیمین داشتن با هم حرف و بگو بخند میکردن.....که زمان از دست جیمین در رفت...)
جیمین:اوح..من...خیلی دیر شده هوا داره تاریک میشه ببخشید....من...میرم فردا همینجا میبینمت(احترام گذاشت و سریع رفت)
رُزا:یه لحظه....وایسا....
.......
(جیمین دیگه رفته بود)
......
ادامه دارد......
اسم رمان: رویای سلطنتی۲
جیمین:میتونم کنارتون بشینم...بانو؟؟
رُزا:اوح....البته...بفرمایید...
جیمین:تشکر....
(جیمین...پیش رُزا نشست....جیمین...تصمیم.گرفت باهاش سر صحبت...رو..باز کنه)
جیمین:خب...بانو....میتونم اسمتون رو بدونم؟؟
رُزا:البته...اسم من رُزاعه....اسم شما چیه؟؟
جیمین:خب...اسم من جیمینه...
(رُزا لبخند ملیحی زد)
......
(حدود دو ساعت رُزا....و....جیمین داشتن با هم حرف و بگو بخند میکردن.....که زمان از دست جیمین در رفت...)
جیمین:اوح..من...خیلی دیر شده هوا داره تاریک میشه ببخشید....من...میرم فردا همینجا میبینمت(احترام گذاشت و سریع رفت)
رُزا:یه لحظه....وایسا....
.......
(جیمین دیگه رفته بود)
......
ادامه دارد......
- ۲۸۸
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط