{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

چندپارتی☆
درخواستی~

P. 4

چهارسال بعد ...

_خانم کیم ات

_بله

_امروز با این لباس ها تبلیغ کنید

_اوکی

_خب من میرم

_باشه فقط خانم پارک

_جان

_چه برندی رو باید تبلیغ کنم

_برند (هرچی دوست دارید)

_باشه ممنون ...

ات دوماه بعد از اینکه با جونگکوک قطع رابطه کرد

توی یه شرکت مدلینگ کار میکرد تا الان چهارسال هست که توی اون شرکت کار میکنه

یه جورایی میشه گفت ات باعث شد اون شرکت پیشرفت زیادی بکنه

ات الان یه مدلینگ معروفه که همه میشناسنش

حتا سفیر کلی از برند هاهم شده

خلاصه کلی داره پیشرفت میکنه

جونگکوک هم عکس های ات رو توی این چهار سال میدیده

و از اینکه پیشرفت ات رو میدید خوشحال میشد

--
           
کار جونگکوک تموم شده بود

تازه سفر برند شنل (یا چیزی که دوست دارید)شده بود

برای مدل رفته اون شرکت

ولی خبر نداشت که معشوقه اش هم دقیقا توی همون شرکت کار میکنه

داشت از شرکت خارج میشد که ات رو دید

سریع رفت پیشش

پشت سرش وایساد و اسمش رو صدا کرد:

_ات ...

ات از صدای اشنایی که شنیده بود شکه شد

و با تعجب برگشت و لب زد:

_ج..جونگ...کوک

_میدونی توی این همه سال چقدر دلم برات تنگ شده بود  

_هه داری دروغ میگی ..درضمن من باید برم کار دارم

تا اومد بره جونگکوک دستش رو گرفت

_اقای جئون لطفا توی محل کارم مزاحمم نشید

_باشه

از دست ات کشید و برد بیرون سوار ماشینش کرد

_خب الان میتونم حرف بزنم

_خیر ...حالا اگر بزاری میخوام برم

_تو هیچ جا نمیری

از گردن ات گرفت و اونو بو//سید

محکم ولی پر از دلتنگی

ات هم همکاری کرد چون دلش برای جونگکوک تنگ شده بود

بعد از اون بازم مقاومت کرد

ولی جونگکوک نا امید نشد

یه روز ات رو به رستوران دعوت کرد و همونجا ازش خاستگاری کرد

و به زندگی خوششون ادامه دادن...

The end..

لایک کامنتتتت حمایتتت؟
دیدگاه ها (۱۱)

چندپارتی☆درخواستی~P.3به ثانیه نکشید جونگکوک سین زد سریع برای...

چندپارتی☆درخواستی~P.2جونگکوک روبه اکسش کرد که بغل جیهوپ نشست...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.۱توی لباس مجلسی قرمز رنگش میدرخشید ات ...

اسم فیک:마피아가 존재했을 때 당신은 이해했죠چندپارتی 🌝 درخواستی ✨ p.2موهای د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط