چندپارتی
چندپارتی☆
درخواستی>>>
p.۱
توی لباس مجلسی قرمز رنگش میدرخشید
ات با جونگکوک که دوست پسرش بود
به یه پارتی دعوت شده بودن که اک**س جونگکوک هم اونجا حضور داشت
ات استایلش رو بایه کفش پاشنه بلند مشکی تکمیل کرد
دست توی دست هم راه افتادن
سوار ماشین شدن و به سمت اون پارتی حرکت کردن
[داخل مهمونی]
ات روی صندلی نشسته بود
پاش رو روی پاش انداخته بود
و از نوشیدنی توی لیوانش مینوشید.
جونگکوک اومد کنارش نشست و لب زد:
_بیا بریم پیش بچه ها ، منتظرمونن
بلند شد دستش رو به سمت ات دراز کرد
ات هم دستش رو گرفت و از جاش بلند شد
رفتن پیش دوستاشون
ات لب زد:
_سلاممم
بقیه جوابش رو دادن
بعد از کلی صحبت کردن و نوشیدنی خوردن
قرار شد یه بازی کنن
دیگه وسطای مهمونی بود
بازی "جرعت حقیقت "نام داشت
وقتی ات بطری رو چرخوند روی جونگکوک افتاد
ات هم لب زد :
_جرعت یا حقیقت
جونگکوک جرعت رو انتخاب کرد
ات دوباره لب زد:
_خب ...خوشگل ترین دختر این جمع رو بب*)وس
جونگکوک ....
ادامه دارد------
درخواستی>>>
p.۱
توی لباس مجلسی قرمز رنگش میدرخشید
ات با جونگکوک که دوست پسرش بود
به یه پارتی دعوت شده بودن که اک**س جونگکوک هم اونجا حضور داشت
ات استایلش رو بایه کفش پاشنه بلند مشکی تکمیل کرد
دست توی دست هم راه افتادن
سوار ماشین شدن و به سمت اون پارتی حرکت کردن
[داخل مهمونی]
ات روی صندلی نشسته بود
پاش رو روی پاش انداخته بود
و از نوشیدنی توی لیوانش مینوشید.
جونگکوک اومد کنارش نشست و لب زد:
_بیا بریم پیش بچه ها ، منتظرمونن
بلند شد دستش رو به سمت ات دراز کرد
ات هم دستش رو گرفت و از جاش بلند شد
رفتن پیش دوستاشون
ات لب زد:
_سلاممم
بقیه جوابش رو دادن
بعد از کلی صحبت کردن و نوشیدنی خوردن
قرار شد یه بازی کنن
دیگه وسطای مهمونی بود
بازی "جرعت حقیقت "نام داشت
وقتی ات بطری رو چرخوند روی جونگکوک افتاد
ات هم لب زد :
_جرعت یا حقیقت
جونگکوک جرعت رو انتخاب کرد
ات دوباره لب زد:
_خب ...خوشگل ترین دختر این جمع رو بب*)وس
جونگکوک ....
ادامه دارد------
- ۴.۳k
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط