#My.crazy.killer. part 1
#My.crazy.killer. part 1
(*نکته=این رمان Darrk love هست و هر صحنه ای ممکنه داخل باشه مخصوصا خشونت و البته که اسمات ولی من سانسور میگم ولی اگر خوشتون نمیاد نخونید*)
ساعت ۱۲ شب بود...فیلیکس خوابش نبرده بود مس تصمیم گرفت پاشه بره فیلم نگاه کنه...که یهو برقا رفت و فیلیکس روی کاناپه فقط بود یه ترس کوچیکی در وجودش امد وفقط یه برق قرمز اون تها روشن شد...فردی قد بلند اونجا بود و اروم اروم امد جلو...نور قرمز روی صورتش افتاد و چا.قوی خو.نی در دستش رو معلوم کرد و با خنده ای دیوانه وار روی صورتش به فیلیکس خیره شد...که یهو سمتش فیلیکس پرتاب شد
فیلیکس شروع به فریاد زدن کرد و ربت داخل اتاقش و در رو قفل کرد...رنگش پریده بود و دستاش میلرزید
.
هیونجین: در رو باز کن کوچولو....نزار خودم اینکار رو کنم
.
فیلیکس فقط سکوت کرده بود و دنبال راه فرار که صدای *تق* باز کشدن در رو شنید.....هیونجین شروع به دیوانه وار خندیدن کرد و اروم سمت فیلیکس امد...فیلیکس اشک در چشمانش پر شده و داشت گریه میکرد
.
هیونجین: اخی..ترسیدی؟بایدم بترسی
.
کم.ر فیلیکس رو گرفت و پر.ت کرد روی تخت
.
فیلیکس: خ...خ...خواهش میکنم..ه..هرچی دلت بخواد بهت میدم
هیونجین: هرچی؟ (روی فیلیکس خیمه زده)
فیلیکس: ا...اره هرچی
هیونجین: من..تو رو میخوام
.
بعد از گفتن جمله ی اخرش نیشخند پهنی روی صورتش نشست و چا.قو رو اروم روی گر.دن فیلیکس کشید....نه برای اسی.ب زدن بلکه برای نشون دادن قدرتش روی اون و بعد فلز سرد رو روی گونه ی فیلیکس به صورت نوازش بار کشید
.
هیونجین: تو خیلی خوشگلی
فیلیکس: خواهش میکنم...ولم..ولم کن..هرچی بخوای بهت میدم...فقط ولم کن
.
هیونجین چا.قویش رو داخل جیبش گذاشت و دستمالی آغشته به مواد بیهو.شی در اورد و روی صورت فیلیکس ف.شرد
فیلیکس دست هیونجین رو سعی کرد هول بده ولی اون مثل فولاد بود
هیونجین از تلاش فیلیکس برای فرار کرد و نجات خودش خندش گرفته بود و شروع به دیوانه وار خندیدن و خنده های بلند کرد و بین خنده هایش گفت:(دیگه مال منی) و بعد از چند مین بلاخره فیلیکس بیهوش شد و هیونجین....(ادامه دارد)
[عکساشون رو براتون گذاشتم و یه نکته ی دیگه در داخل اسلاید ۳ هیونجین داخل این رمان واقعا دارای پرسینگ هست و گوشوارهاش هم همونجوریه و کلا اسلاید ۳ قیافه ی هیونجین و داخل این رمان هست و کلا هیونجین اون شکلی ]
خوب فرشته های نازم...این از پارت ۱ و امیدوارم دوسش داشته باشید🎀💕✨️💖💞💗[میدونم افتضاح شد] ولی دلیل اینکه من این سری این رو Dark love و قا.تل انتخاب کردم این بود که یه زره از حال و هوای مافیایی و مدرسه ای بیاییم بیرون و یه کوچولو هیجانی تر بشه و دارک تر بشه(امیدوارم منظدرم رو بفهمید🌚) و همین دیگه منتظر پارت های بعدی هیونی باشید بوس بهتون🥟💝🎀✨️💖
#Huynjin
(*نکته=این رمان Darrk love هست و هر صحنه ای ممکنه داخل باشه مخصوصا خشونت و البته که اسمات ولی من سانسور میگم ولی اگر خوشتون نمیاد نخونید*)
ساعت ۱۲ شب بود...فیلیکس خوابش نبرده بود مس تصمیم گرفت پاشه بره فیلم نگاه کنه...که یهو برقا رفت و فیلیکس روی کاناپه فقط بود یه ترس کوچیکی در وجودش امد وفقط یه برق قرمز اون تها روشن شد...فردی قد بلند اونجا بود و اروم اروم امد جلو...نور قرمز روی صورتش افتاد و چا.قوی خو.نی در دستش رو معلوم کرد و با خنده ای دیوانه وار روی صورتش به فیلیکس خیره شد...که یهو سمتش فیلیکس پرتاب شد
فیلیکس شروع به فریاد زدن کرد و ربت داخل اتاقش و در رو قفل کرد...رنگش پریده بود و دستاش میلرزید
.
هیونجین: در رو باز کن کوچولو....نزار خودم اینکار رو کنم
.
فیلیکس فقط سکوت کرده بود و دنبال راه فرار که صدای *تق* باز کشدن در رو شنید.....هیونجین شروع به دیوانه وار خندیدن کرد و اروم سمت فیلیکس امد...فیلیکس اشک در چشمانش پر شده و داشت گریه میکرد
.
هیونجین: اخی..ترسیدی؟بایدم بترسی
.
کم.ر فیلیکس رو گرفت و پر.ت کرد روی تخت
.
فیلیکس: خ...خ...خواهش میکنم..ه..هرچی دلت بخواد بهت میدم
هیونجین: هرچی؟ (روی فیلیکس خیمه زده)
فیلیکس: ا...اره هرچی
هیونجین: من..تو رو میخوام
.
بعد از گفتن جمله ی اخرش نیشخند پهنی روی صورتش نشست و چا.قو رو اروم روی گر.دن فیلیکس کشید....نه برای اسی.ب زدن بلکه برای نشون دادن قدرتش روی اون و بعد فلز سرد رو روی گونه ی فیلیکس به صورت نوازش بار کشید
.
هیونجین: تو خیلی خوشگلی
فیلیکس: خواهش میکنم...ولم..ولم کن..هرچی بخوای بهت میدم...فقط ولم کن
.
هیونجین چا.قویش رو داخل جیبش گذاشت و دستمالی آغشته به مواد بیهو.شی در اورد و روی صورت فیلیکس ف.شرد
فیلیکس دست هیونجین رو سعی کرد هول بده ولی اون مثل فولاد بود
هیونجین از تلاش فیلیکس برای فرار کرد و نجات خودش خندش گرفته بود و شروع به دیوانه وار خندیدن و خنده های بلند کرد و بین خنده هایش گفت:(دیگه مال منی) و بعد از چند مین بلاخره فیلیکس بیهوش شد و هیونجین....(ادامه دارد)
[عکساشون رو براتون گذاشتم و یه نکته ی دیگه در داخل اسلاید ۳ هیونجین داخل این رمان واقعا دارای پرسینگ هست و گوشوارهاش هم همونجوریه و کلا اسلاید ۳ قیافه ی هیونجین و داخل این رمان هست و کلا هیونجین اون شکلی ]
خوب فرشته های نازم...این از پارت ۱ و امیدوارم دوسش داشته باشید🎀💕✨️💖💞💗[میدونم افتضاح شد] ولی دلیل اینکه من این سری این رو Dark love و قا.تل انتخاب کردم این بود که یه زره از حال و هوای مافیایی و مدرسه ای بیاییم بیرون و یه کوچولو هیجانی تر بشه و دارک تر بشه(امیدوارم منظدرم رو بفهمید🌚) و همین دیگه منتظر پارت های بعدی هیونی باشید بوس بهتون🥟💝🎀✨️💖
#Huynjin
- ۵.۰k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط