{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شانزدهم

پارت : شانزدهم
( جنی توی بغل ته خوابش برد و تا صبح بغل هم خوابیدن )
ته : خانومم ... خانومممم... جنی... جنی ( جنی بیدار نمیشه ) جنی خوبی؟
جنی : بزارم بخوابم مامان ( تو خواب و بیداری )
ته : ( از خنده منفجر میشه ) مامان ؟ ( می‌خنده ) نخیر خانومم دیگه شما پیش همسرتی
( جنی از خواب بلند میشه)
جنی : چرا میخندی؟
ته : تو ( خنده ) به من گفتی مامان
جنی : من گفتم ؟( با خنده )
ته : اره
( هردوشون میخندن)
ته : صبح بخیر خانوم
جنی : صبح نخیر... من خوابم میاد دیشب تا کی بیدار بودیم؟ الان ساعت چنده؟
ته : دیشب تا یک بیدار بودیم الان هم هشت صبحه.....
جنی : چرا آنقدر زود ؟
ته : برای مراسم امروز ‌....
جنی : چه مراسمی؟....
ته : خوابیا خانومم ، مراسم ازدواجمون دیگه ...
جنی : آها تازه یادم اومد ، وای بدو دیر شد ( بدو بدو رفت لباس از توی کمد برداره )
ته : تا دو دقیقه پیش میگفتی بزار بیشتر بخوابم مامان بعد الان به من میگی ، بدو بدو ( می‌خنده )
جنی : برو عمه تو مسخره کن ( خنده)
ته : صورت نمیشوری خانومم ؟
جنی : وای خدا پاک فراموش کردم ، هول می‌کنی ادمو
( هردوشون میرن صورت میشورن و میان و ته موهای جنی رو براش شونه می‌کنه )
( ته یک بوسه روی موهای جنی می‌زنه)
ته : دور موهای کمندت بگردم
جنی :خدا نکنه
( جنی از کمد برای خودش لباس بر میدارد )
جنی : تشریف نمیبرید بیرون جناب کیم ؟
ته : نخیرررر
جنی : ( لپاش سرخ میشه) چه زودم پسر خاله میشی هاا
ته : پسر خاله که چه عرض کنم ولی پسر عمو هستم
( هردوشون میخندن)
جنی : من میرم بیرون پس
ته : شما که با این لباس بری بیرون چشای کسایی که نگاهت کردن رو در میارم ، خودم میرم ( ذهنتون جای بدی نره لباس خواب تنشه😂)
جنی : آفرین
( ته می‌ره توی یک اتاق دیگه)
.............................‌.......‌..................‌.‌..‌‌..........
این پارتا یعنی عالی ان 😭✨
دیدگاه ها (۴)

یک ایده ی دیگه هم دارممممم🥹🌚فکر کن دو نفر که فقط توی خواب هم...

پارت : پانزدهم جنی: تو...تو.... ته : بگو دیگه خانومم نصفه ج...

پارت :: یازدهم ( میرسن به فرانسه ) ( همه توی قصر به استقبال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط