پارت پانزدهم
پارت : پانزدهم
جنی: تو...تو....
ته : بگو دیگه خانومم نصفه جونم کردی ( جلوش زانو میزند)( جنتلمن کی بودی تو😔😂✨)
جنی: هیچی ولش کن ... ( میخواد بره که .. ته دستشو میکشه و میندازه تو بغل خودش )( عررر🥹🌚😂)
ته : ناز میکنی خانومم؟
جنی: تو واقعا منو دوست داری ؟ ولش کن این چه چرت و پرتیه که من دارم میگم....
ته : چی باعث شده بهش شک کنی؟
جنی : میدونی.... نمیخوام بگم پذیرفتم ها .... اما حرفهای اونا یکم منو بهم ریخته....
( بومممممم 🥹 اولین بوسه ی این دوتا اتفاق میافتد 😔😂✨🌚)
جنی : تو الان چی کار کردی ؟
ته : هیچی اولین بوسه ی خانومم رو برای خودم کردم
جنی: ( بچه از خجالت لبوووو میشه😔😂🌚✨)
ته : قربونت خجالت کشیدن بشم من خانوم من ( اوف ادااااا😂😂) دیگه شک داری خانومم؟
جنی: نه غلط بکنم شک داشته باشم(😔😂😂😂)
ته : آفرین خانوممم ، حالا بیا بخوابیم...
جنی : نه دیگه من تشریف میبرم اتاق خودم....
ته : شما غلط میکنی تشریف ببرید اتاق خودت : از امشب به بعد شما فقش تو بغل من میخوابی( نه بابا چه کارااا😔😂✨)
( جنی رو میکشونه بغل خودش)
( جنی سعی میکنه از بغل ته بیاد بیرون)
ته : یک ذره دیگه وول بخوری میخورمت خانومم
جنی: باش باش ..
ته : آفرین قلبم حالا بخواب که پدرم و در آوردی آتیش پاره ...
( هردوشون میخندن)
...................................................................
رفتم رو حالت عر عر 😂
جنی: تو...تو....
ته : بگو دیگه خانومم نصفه جونم کردی ( جلوش زانو میزند)( جنتلمن کی بودی تو😔😂✨)
جنی: هیچی ولش کن ... ( میخواد بره که .. ته دستشو میکشه و میندازه تو بغل خودش )( عررر🥹🌚😂)
ته : ناز میکنی خانومم؟
جنی: تو واقعا منو دوست داری ؟ ولش کن این چه چرت و پرتیه که من دارم میگم....
ته : چی باعث شده بهش شک کنی؟
جنی : میدونی.... نمیخوام بگم پذیرفتم ها .... اما حرفهای اونا یکم منو بهم ریخته....
( بومممممم 🥹 اولین بوسه ی این دوتا اتفاق میافتد 😔😂✨🌚)
جنی : تو الان چی کار کردی ؟
ته : هیچی اولین بوسه ی خانومم رو برای خودم کردم
جنی: ( بچه از خجالت لبوووو میشه😔😂🌚✨)
ته : قربونت خجالت کشیدن بشم من خانوم من ( اوف ادااااا😂😂) دیگه شک داری خانومم؟
جنی: نه غلط بکنم شک داشته باشم(😔😂😂😂)
ته : آفرین خانوممم ، حالا بیا بخوابیم...
جنی : نه دیگه من تشریف میبرم اتاق خودم....
ته : شما غلط میکنی تشریف ببرید اتاق خودت : از امشب به بعد شما فقش تو بغل من میخوابی( نه بابا چه کارااا😔😂✨)
( جنی رو میکشونه بغل خودش)
( جنی سعی میکنه از بغل ته بیاد بیرون)
ته : یک ذره دیگه وول بخوری میخورمت خانومم
جنی: باش باش ..
ته : آفرین قلبم حالا بخواب که پدرم و در آوردی آتیش پاره ...
( هردوشون میخندن)
...................................................................
رفتم رو حالت عر عر 😂
- ۵۸۶
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط