پستاول

#پست_اول

#پست_اول

چرا آن‌قدر که باید مراقبِ خودت نبودی؟
می‌دانی… تو برای رسیدن به اینجا، برای تحمل این درد و خستگی، خیلی ارزشمندتر از این حرف‌ها بودی.
کسی مثل تو، با اینهمه ظرافت، با اینهمه توان و آرزو، نباید کارش به این اتاق سفید و این چراغ‌های سرد می‌کشید.
اینجا جایی نیست که شایسته‌ی قدم‌های تو باشد.
هر آدمی که وارد می‌شود، یک داستان دارد… اما قصه‌ی تو، حیف بود که به این نقطه برسد.

کاش کمی بیشتر حواست به خودت بود.
نه فقط برای اینکه بیمار نشوی—برای اینکه خودت لایق آرامش، لایق سلامتی، و لایق یک زندگی بی‌دغدغه‌ای.
تو باید جای دیگری می‌بودی… میان نور و زندگی، نه میان نسخه و معاینه.

مواظب خودت باش… نه فقط برای امروز،
برای تمام فرداهایی که حق داری سالم و سبک‌بال زندگی‌شان کنی
#آرام_جان
دیدگاه ها (۴)

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

بچه ها زندگی تو همین روزهای عادی جریان داره، لابه‌لای همین ر...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

Dana-Apada

عاشقانه های شبنم

جانِ دلم!بقیه هم مثل #تو ؛ این‌همه آدم هر کسی تو یه گوشه‌ی د...

#زندگی_می_گذرد🌷تو ، نباید آنکسی باشی که من می خواهم ، و من ن...

بعضیا انقدر درگیر زندگی بقیه‌ان که آدم واقعاً دلش می‌سوزه؛ چ...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

برای آخرین بار به تو می گویم#دوستت_دارم #دوست_دارم#دلنوشت #ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط