{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پستاول

#پست_اول

چرا آن‌قدر که باید مراقبِ خودت نبودی؟
می‌دانی… تو برای رسیدن به اینجا، برای تحمل این درد و خستگی، خیلی ارزشمندتر از این حرف‌ها بودی.
کسی مثل تو، با اینهمه ظرافت، با اینهمه توان و آرزو، نباید کارش به این اتاق سفید و این چراغ‌های سرد می‌کشید.
اینجا جایی نیست که شایسته‌ی قدم‌های تو باشد.
هر آدمی که وارد می‌شود، یک داستان دارد… اما قصه‌ی تو، حیف بود که به این نقطه برسد.

کاش کمی بیشتر حواست به خودت بود.
نه فقط برای اینکه بیمار نشوی—برای اینکه خودت لایق آرامش، لایق سلامتی، و لایق یک زندگی بی‌دغدغه‌ای.
تو باید جای دیگری می‌بودی… میان نور و زندگی، نه میان نسخه و معاینه.

مواظب خودت باش… نه فقط برای امروز،
برای تمام فرداهایی که حق داری سالم و سبک‌بال زندگی‌شان کنی
#آرام_جان
دیدگاه ها (۴)

اگه زودتر از تو رفتم، شب اول قبرم کنار مزارم بشین و گواه سخت...

ایندفعه که عصبانیت کرد، به دست‌های کوچکش نگاه کن… او برای ت...

میدونید گاهی حس میکنم هیچکس واقعا منو بخاطر خودم نخواستند اد...

(زندگی ایران)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط