{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
&می خوام دازای اوسامو، برادرت رو عضو مافیای بندر کنی.
- ببخشید؟
&حرفم رو نشنیدی؟
-شنیدم اما اون هنوز بچه است *نباید پای اون به اینجا
کشیده‌شه براش خطر ناکه...نه*
&وقتی خودت عضو شدی حتی از اون هم کوچیک تر بودی، یادت نمیاد؟ من یقین دارم اون هم مثل تو در اون زمان استعداد خام زیادی داره پس باید عضوش کنی. خودت هم خوب می دونی احساسات و پیوند های خانوادگی توی مافیا جا ندارند
-اما...
&امایی وجود نداره. یادت باشه افرادی که از دستورات سر پیچی می کنند هر چقدر هم رتبشون بالا باشه عاقبت خوبی نخواهند داشت.
- *سرمای صداش باعث میشه ترس جای خون توی رگ هام جا بگیره. اگه اون رو نیارم اینجا موری اون رو از بین می بره فقط برای اینکه بهم نشون بده حق انتخاب ندارم. ولی اگه اون رو اینجا بیارم... زندگی تو مافیا زیاد تمیز نیست.این یه بازی دو سر باخته* چشم قربان
&خوبه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

پارت۶- اگه بهت بگم باید عضو مافیای بندر بشی، اون وقت چی می گ...

پارت ۳+*با صدای جیغش از خواب بیدار میشم. اول فکر می کنم اشتب...

ببخشید یکم شخصیت سادیسم دارمپارت ۲- *وارد آپارتمانمون که میش...

عشقی در مافیا ( پارت اول )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط