p29
دستاش میلرزید نفساش تند شده بود صدای ضربان قلبش تو گوشش میپیچید همه جا پر خون بود ولی هیچی بجز اون گلوله ای که داخل سینه ات بود ترسناک تر نبود
_ات....ات..... چشماتو باز نه..... لعنتی.... بمون....
بدنش تو بغل ات سنگین شده بود انگار که ی تیکه از روحش داشت از بین میرفت انگشتاشو رو زخم فشار میداد و خون از لای انگشتاش بیرون میریخت
همه جارو سکوت گرفته بود همه ادمایی که حمله کرده بودن فرار کردن
*ماشینو بیاریننننن
موقعی که داشتن ات رو از بغل کوک میکشیدن بیرون کوک عجیب بود انگار که داشت التماس میکرد ازم دورش نکنین نبرینش بدونش نمیتونم....
ویو بیمارستان
کوک مثل دیونه هاب دون توجه به باز شدگی زخمش این ور اون ور میرفتم به درو دیوار مشت میزد
🐯کوک اروم باش
_اگه دیر رسیده باشیم چی
🐱کوک چیزی نمیشه ات زن قوی فقط اروم باش
۲روز بعد
ات چشماشو اروم اروم باز کرد نور روشن بالا سرش داشت اذیتش میکرد که چشمش به پسرایی خورد که پشت شیشه داشتن با گریه خنده همو بغل میکردنو هورا میکشیدن
چند ساعتی گذشت ات از خواب پا شد و متوجه کوک شد که بالا سرش با قیافه اخم کرده وایساده چشماش قرمز بود و خشومو خستگی کاملا دیده میشد
_دیوونه شدی؟ با خودت چس فکر کردی که اونجوری خودتو انداختی بینه منو تیر
ات با صدای ضعیفی گفت
+نمیتونستم بزارم بمیری
_من چی فک کردی من میتونم ببینم چطوری میمیری؟ اگه چیزیت میشد من.... من.... چیکار میکردم؟...
ات اروم دست کوک رو گرفت
+زخمت خوبه؟ خودت چی
همین حرف کافی بود تا بغض کوک بشکنه کنارش روی صندلی نشست و اروم اشک ریخت ات اروم دستشو کشید رو سر کرد و نوازشش کرد و با لبخندی شیرین که دل هرکسی رو میبرد و چشمایی که پر از عشق بود به کوک نگاه کردو اروم گفت
+دوست دارم
که سرشو بالا اورد و بهش نگاه کرد میخواست داد بزنه بگه منم دوست دارم نه عاشقتم ولی همون ترس همیشگی نزاشت
*ببخشید پلیسم حالتون رو رای بازجویی خوبه
+بله بفرمایداری
پلیسا چنتا سوال پرسیدن و خبر دادن که مادرش و داریوش گرفتن و فردا دادگاه شونه
*باید فردا تشریف بیارین
_ولی باید استراحت کنه
+پاهام سالمه کوک فردا من میام میتونید برید
*باشه با اجازه
که بعد رفتن پلیسا پاتریک با چشمای اشکی وارد اتاق شد ات رو گرفت تو بغلش
*دخترمممممم هق هق احمقهههه کم عقله عاشقققققق هق هق
+خجالت بکش اندازه گاو شدی ببین چطوری گریه میکنی
*از فحشات معلومه خوبییییییی هق هق هق
که یهو عضا وارد شدن
🐯🐱🐨🐿🐹🐥خوبییییییی؟
+ای گرخیدم اره خوبم اقایون محترم اگه اجازه بدین میخوام استراحت کنم فردا روز سختی در پیش داریم
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.