The Boss Savage
The Boss Savage
part36
با نیافتادن اتفاق و حس نکردن دردی داخل بدنش چشم هاش
رو باز کرد و بهت زده به موتوری که کنارش ایستاده بود و
به یاگ هی روي زمین افتاده خیره شده بود و باز هم پشت سر
هم گاز میداد و لنت های ترمز موتورش رو میسوزوند خیره
شد.
اینجا چه خبر بود؟
متعجب و بهت زده به مرد موتوری که بهش خیره شده بود
خیره شد و خواست از جا بلند شه که موتور دوباره با تک
چرخ و چرخیدن دور محور خودش نیم نگاهی بین هایجین و
جونگکوک رد و بدل کرد و به سرعت به راهش ادامه داد.
چشم هاش رو ریز کرد تا پالک موتور رو بخونه اما هیچ
پالکی روي اون موتور نصب نشده بود.لعنتی...
هایجین به سرعت به سمت یانگ هی حرکت کرد و نگران از اینکه
اتفاقی برای دختر افتاده باشه کنارش نشست و در حین چک
کردن بدن دختر پرسید:
_خوبی؟
یانگ هی که هنوز هم بهت زده بود سری تکون داد و با کمک
هایجین از جاش بلند شد.هر سه مطمئن بودن که اون موتور نه
با هایجین کاری داشت و نه جونگکوک...هدف اون موتور
یانگ هی بود، دختری که حالا از اعماق قلبش احساس میکرد
حدسش اشتباه باشه و اون موتوری صرفا یکی از دشمن های
خودش و هایجین باشه...
_اون کی بود؟
هر سه به خط ترمزی که موتور از خودش به جا گذاشته بود
خیره شدن و این جونگکوک بود که بعد از مکث کوتاهی
گفت:
+دشمنات دارن کار دستت میدن!برای احتیاط...بهتره از پلن
بی استفاده بکنیم...پرواز و کنسل کن جئون هایجین
part36
با نیافتادن اتفاق و حس نکردن دردی داخل بدنش چشم هاش
رو باز کرد و بهت زده به موتوری که کنارش ایستاده بود و
به یاگ هی روي زمین افتاده خیره شده بود و باز هم پشت سر
هم گاز میداد و لنت های ترمز موتورش رو میسوزوند خیره
شد.
اینجا چه خبر بود؟
متعجب و بهت زده به مرد موتوری که بهش خیره شده بود
خیره شد و خواست از جا بلند شه که موتور دوباره با تک
چرخ و چرخیدن دور محور خودش نیم نگاهی بین هایجین و
جونگکوک رد و بدل کرد و به سرعت به راهش ادامه داد.
چشم هاش رو ریز کرد تا پالک موتور رو بخونه اما هیچ
پالکی روي اون موتور نصب نشده بود.لعنتی...
هایجین به سرعت به سمت یانگ هی حرکت کرد و نگران از اینکه
اتفاقی برای دختر افتاده باشه کنارش نشست و در حین چک
کردن بدن دختر پرسید:
_خوبی؟
یانگ هی که هنوز هم بهت زده بود سری تکون داد و با کمک
هایجین از جاش بلند شد.هر سه مطمئن بودن که اون موتور نه
با هایجین کاری داشت و نه جونگکوک...هدف اون موتور
یانگ هی بود، دختری که حالا از اعماق قلبش احساس میکرد
حدسش اشتباه باشه و اون موتوری صرفا یکی از دشمن های
خودش و هایجین باشه...
_اون کی بود؟
هر سه به خط ترمزی که موتور از خودش به جا گذاشته بود
خیره شدن و این جونگکوک بود که بعد از مکث کوتاهی
گفت:
+دشمنات دارن کار دستت میدن!برای احتیاط...بهتره از پلن
بی استفاده بکنیم...پرواز و کنسل کن جئون هایجین
- ۸۳۵
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط