{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جهل آن مه غلیظی است که نمیگذارد آدمها پرتگاه جلوی پا

جهل، آن مهِ غلیظی است که نمی‌گذارد آدم‌ها پرتگاهِ جلوی پایشان را ببینند؛ و خرافه، آن نقشهِ غلطی است که آن‌ها را با اطمینان به سمتِ سقوط هدایت می‌کند. در بازاری که “عقل” خریدار ندارد، خرافات را در بسته‌بندی‌های رنگارنگ به نام “تقدیر” و “شگون” به مردم می‌فروشند. پیروزیِ حقیقی نه در غلبه بر دشمنان، بلکه در شکست دادنِ دیوِ جهلی است که درونِ ذهن‌ها لانه کرده است. تنها راهِ رهایی، پاشیدنِ بذرِ “پرسشگری” در کویرِ باورهایِ کورکورانه است.
دیدگاه ها (۱۰)

ما نه فرزندان خاک، که تبعیدیانِ آسمانیم. سقوط ما به این خاکد...

من آموخته‌ام که در روابطم، نقشِ “آینه” را بازی کنم. بازتاب‌د...

آدم‌ها را شناسنامه پیر نمی‌کند؛ آدم‌ها را حرف‌هایی که نمی‌تو...

انگار قانونِ نانوشته‌ی زندگی این است: باید آنقدر آدمِ اشتباه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط